هوش مصنوعی:
این شعر عرفانی از نور، عشق، و جستجوی معنوی سخن میگوید. شاعر نور را نماد روح و جان جهان میداند و عشق را بالاتر از عقل میستاید. همچنین، به صبر عاشق در برابر رنجها اشاره کرده و بهشت را در نزدیکی خود مییابد. در پایان، شاعر از یافتن «نعمت الله» در درون خود سخن میگوید.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و استعارههای پیچیده است که درک آنها به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات عرفانی نیاز دارد.
غزل ۳۲۵ - چشم ما از نور رویش روشنست
چشم ما از نور رویش روشنست
مهر و مه چون یوسف و پیراهنست ۱
نور اول روح اعظم خوانمش
بلکه او جان است و عالم چون تنست ۲
مجلس او بزم سرمستان بود
جرعه ای از جام او شیر افکنست ۳
عشق می گوید سخنها ورنه عقل
در بیان آن معانی الکنست ۴
کی گریزد عاشق از خار جفا
کاو چو بلبل در هوای گلشنست ۵
خود کجا آید به چشم ما بهشت
بر در میخانه ما را مسکن است ۶
نعمت الله را بسی جستم به جان
چون بدیدم نعمت الله با من است ۷
مهر و مه چون یوسف و پیراهنست ۱
نور اول روح اعظم خوانمش
بلکه او جان است و عالم چون تنست ۲
مجلس او بزم سرمستان بود
جرعه ای از جام او شیر افکنست ۳
عشق می گوید سخنها ورنه عقل
در بیان آن معانی الکنست ۴
کی گریزد عاشق از خار جفا
کاو چو بلبل در هوای گلشنست ۵
خود کجا آید به چشم ما بهشت
بر در میخانه ما را مسکن است ۶
نعمت الله را بسی جستم به جان
چون بدیدم نعمت الله با من است ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۴۲۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۲۴ - نعمت الله جان و عالم چون تن است
گوهر بعدی:غزل ۳۲۶ - چشم چراغ من ز نور روی جانان روشنست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.