هوش مصنوعی: این متن عرفانی و عاشقانه از نعمت‌الله ولی بیانگر دیدگاه شاعر درباره عشق، رندی، و درویشی است. شاعر از عشق به عنوان داروی دردها یاد می‌کند و جهان‌بینی عرفانی خود را با تصاویری مانند آینه، نور، و خرابات نشان می‌دهد. او همچنین به مفاهیمی مانند فقر معنوی و پادشاهی حقیقی اشاره می‌کند.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات عرفانی نیاز دارد. همچنین ممکن است برخی از اشارات عاشقانه و نمادین برای مخاطبان جوان‌تر نامفهوم باشد.

غزل ۳۶۲ - هر شاهدی که بینم با او مرا هوائیست

هر شاهدی که بینم با او مرا هوائیست
آئینه ایست روشن جام جهان نمائیست ۱

خلوتسرای دیده از نور اوست روشن
بر چشم ما قدم نه بنشین که خوش سرائیست ۲

در گوشهٔ خرابات رندی اگر ببینی
بیگانه اش ندانی او یار آشنائیست ۳

درویش کنج عزلت او را به دار عزت
صورت گدا نماید معنیش پادشائیست ۴

ما دردمند عشقیم دُردی درد نوشیم
خوشتر ز صاف درمان عشاق را دوائیست ۵

نقش خیال غیری بر دیده گر نگاری
نقاش خطهٔ چین گوید که این خطائیست ۶

ساقی عنایتی کرد خمخانه ای به ما داد
ز انعام نعمت الله ما را چنین عطائیست ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۳۷۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۳۶۱ - میخانهٔ دل طرب سرائیست
گوهر بعدی:غزل ۳۶۳ - تن میرد و روح پاک باقی است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.