هوش مصنوعی: این شعر عرفانی از مولانا یا یکی از شاعران صوفی‌مسلک است که به تمجید از عشق الهی و دیوانگی عاشقان می‌پردازد. شاعر بیان می‌کند که عشق واقعی فراتر از ننگ و رنگ است و عاشقان حقیقی درگیر نزاع و جنگ نیستند. همچنین، زاهدانی که مستان را ملامت می‌کنند، خود در جهل هستند. شعر به زیبایی‌های معشوق و بی‌همتایی او نیز اشاره دارد.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و عشق الهی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر پیچیده باشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و مفاهیم به درک ادبی و فلسفی نیاز دارند.

غزل ۳۹۵ - عشق را در مجلس عشاق ننگی هست نیست

عشق را در مجلس عشاق ننگی هست نیست
عاشق دیوانه را از ننگ ننگی هست نیست ۱

صبغة الله می دهد این رنگ بی رنگی بما
خوشتر از بیرنگی ما هیچ رنگی هست نیست ۲

عاقلان با یکدیگر هر دم نزاعی می کند
عاشقان را با خود و با غیر جنگی هست نیست ۳

زاهد مخمور مستان را ملامت می کند
بی تکلف همچو او بی عقل دنگی هست نیست ۴

بی خیال روی او نقشی نبیند چشم ما
بی هوای عشق او در کوه سنگی هست نیست ۵

دل به دنیا داده ایم و آبروئی یافتیم
در محیط عشق او جز ما نهنگی هست نیست ۶

پادشاهان جهان بسیار دیدَستم ولی
همچو آن سلطان ثمر سلطان لنگی هست نیست ۷

عاشقانه در میان ماه رویان جسته ایم
مثل این معشوق سید شوخ و شنگی هست نیست ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
کانال گوهرین در ایتا
۳۷۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۳۹۴ - همچو این محجوب ما صاحب جمالی هست نیست
گوهر بعدی:غزل ۳۹۶ - هر کجا جامی است بی می هست نیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.