هوش مصنوعی:
این متن عرفانی از نعمت الله بیانگر یافتن آرامش و درمان دردهای روحی از طریق عشق و نزدیکی به خداوند است. شاعر از رهایی از رنجها و یافتن صفا و معنویت در سایهٔ یاد خدا سخن میگوید و به بقای روحانی پس از فنا در ذات الهی اشاره دارد.
رده سنی:
16+
محتوا دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین نیاز به آشنایی اولیه با ادبیات عرفانی دارد.
غزل ۴۱۹ - جانم از درد دل دوائی یافت
جانم از درد دل دوائی یافت
درد نوشید از آن صفائی یافت ۱
بینوا بود جان مسکینم
از نوای خدا نوائی یافت ۲
گنج اسمای حضرت سلطان
ناگه از کنج دل گدائی یافت ۳
درد دل هر که برد بر در او
آن قماشش بگو بهائی یافت ۴
دیدهٔ هر که نور رویش دید
در همه آینه لقائی یافت ۵
دل به میخانه رفت خوش بنشست
خوش مقامی و نیک جائی یافت ۶
نعمت الله ز خویش فانی شد
جاودان زان فنا بقائی یافت ۷
درد نوشید از آن صفائی یافت ۱
بینوا بود جان مسکینم
از نوای خدا نوائی یافت ۲
گنج اسمای حضرت سلطان
ناگه از کنج دل گدائی یافت ۳
درد دل هر که برد بر در او
آن قماشش بگو بهائی یافت ۴
دیدهٔ هر که نور رویش دید
در همه آینه لقائی یافت ۵
دل به میخانه رفت خوش بنشست
خوش مقامی و نیک جائی یافت ۶
نعمت الله ز خویش فانی شد
جاودان زان فنا بقائی یافت ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۵۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۱۸ - بلبل چو هوای گلستان یافت
گوهر بعدی:غزل ۴۲۰ - دل ز جان بگذشت و جانان بازیافت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.