هوش مصنوعی: در این متن، شاعر از عشق و جدایی، پشیمانی از توبه شکسته، گذر عمر و اهمیت استفاده از زمان باقی‌مانده، احساس غربت و پریشانی، و در نهایت پیوستن به یار سخن می‌گوید. متن حالتی عرفانی و عاشقانه دارد و بر مفاهیمی مانند عشق، مرگ، و گذر زمان تأکید می‌کند.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسب‌تر است. همچنین، برخی از مضامین مانند مرگ و پشیمانی ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد.

غزل ۴۲۱ - جان به خلوت سرای جانان رفت

جان به خلوت سرای جانان رفت
دل سرمست سوی مستان رفت ۱

آفتابی به ماه رو بنمود
گشت پیدا و باز پنهان رفت ۲

مدتی زاهدی همی کردم
توبه بشکستم این زمان آن رفت ۳

عمر باقی که هست دریابش
در پی عمر رفته نتوان رفت ۴

هرکه جمعیتی ز خویش نیافت
ماند بیگانه و پریشان رفت ۵

باز حیران ز خاک برخیزد
از جهان هر کسی که حیران رفت ۶

نعمت الله رفیق سید شد
یار ما رفت گوئیا جان رفت ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۳۶۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۴۲۰ - دل ز جان بگذشت و جانان بازیافت
گوهر بعدی:غزل ۴۲۲ - یار ما رفت گوییا جان رفت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.