هوش مصنوعی:
این متن عرفانی به توصیف عاشقان حقیقی میپردازد که مانند جان در بدن جریان دارند، از وحدت وجود سخن میگوید و اشاره میکند که عاشقان با وجود حضور در میان دیگران، از اغیار جدا هستند. همچنین به درک شهودی از حق و خلق و اهمیت رسیدن به حقیقت از طریق عرفان اشاره دارد.
رده سنی:
18+
محتوا دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات عرفانی نیاز دارد. همچنین ممکن است برای مخاطبان جوانتر بدون توضیحات اضافی قابل فهم نباشد.
غزل ۴۷۱ - عاشقانی که در جهان باشند
عاشقانی که در جهان باشند
همچو جان در بدن روان باشند ۱
می و جامند همچو آب و حباب
موج و دریا همین همان باشند ۲
خوش کناری گرفتهاند زَ اغیار
گر چه با یار در میان باشند ۳
از همه پادشه نشان دارند
بینشانی از آن نشان باشند ۴
خلق و حق را به ذوق دریابند
واقف از سر این و آن باشند ۵
نعمتالله را به دست آور
تا بدانی که آنچنان باشند ۶
همچو جان در بدن روان باشند ۱
می و جامند همچو آب و حباب
موج و دریا همین همان باشند ۲
خوش کناری گرفتهاند زَ اغیار
گر چه با یار در میان باشند ۳
از همه پادشه نشان دارند
بینشانی از آن نشان باشند ۴
خلق و حق را به ذوق دریابند
واقف از سر این و آن باشند ۵
نعمتالله را به دست آور
تا بدانی که آنچنان باشند ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۴۰۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۷۰ - بیا ای یار و بر اغیار میخند
گوهر بعدی:غزل ۴۷۲ - دیدهٔ ما چو روی او بیند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.