هوش مصنوعی:
این متن عرفانی و عاشقانه، به ستایش معشوق و عشق الهی میپردازد. شاعر از نور معشوق، عشق سرمستکننده، و بندگی درگاه او سخن میگوید و نعمتالله را به عنوان مرشد و میر میران معرفی میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عرفانی و استعاری است که درک آن به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات عرفانی نیاز دارد. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۴۷۳ - چشم ما روشن به نور او بود
چشم ما روشن به نور او بود
این چنین چشم خوشی نیکو بود ۱
روبروی خویش بنشیند چو ماه
آئینه گر ساده و یکرو بود ۲
دل به دریا رفت و ماه در پیش
حال دریا عاقبت تا چو شود ۳
عشق سرمست او مینوشد مدام
عقل مخمور و بگفت و گو بود ۴
هر که باشد بندهٔ سلطان ما
بر در او پادشه انجو بود ۵
از ازل یاری که دارد دولتی
تا ابد دایم به جست و جو بود ۶
نعمتالله میر سرمستان ما است
میر میران نزد او میرو بود ۷
این چنین چشم خوشی نیکو بود ۱
روبروی خویش بنشیند چو ماه
آئینه گر ساده و یکرو بود ۲
دل به دریا رفت و ماه در پیش
حال دریا عاقبت تا چو شود ۳
عشق سرمست او مینوشد مدام
عقل مخمور و بگفت و گو بود ۴
هر که باشد بندهٔ سلطان ما
بر در او پادشه انجو بود ۵
از ازل یاری که دارد دولتی
تا ابد دایم به جست و جو بود ۶
نعمتالله میر سرمستان ما است
میر میران نزد او میرو بود ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۴۰۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۷۲ - دیدهٔ ما چو روی او بیند
گوهر بعدی:غزل ۴۷۴ - هر که رخسار تو بیند به گلستان نرود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.