هوش مصنوعی:
این متن به موضوعاتی مانند عشق، درد، بلا، مستی، و اسرار معنوی میپردازد. شاعر بیان میکند که کسانی که تجربهای از این حالات ندارند، نمیتوانند آنها را درک کنند. همچنین، اشارهای به نور درونی و اسرار پادشاهی معنوی دارد.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری دارد. همچنین، اشارههایی به مستی و درد دارد که ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامناسب باشد.
غزل ۵۹۲ - یاری که می ننوشد از ذوق ما چه داند
یاری که می ننوشد از ذوق ما چه داند
ناخورده دُرد دردش صاف دوا چه داند ۱
همدم نگشته با جام ساقی کجا شناسد
میخانه را ندیده بزم خدا چه داند ۲
حالم ز عاشقان پرس تا با تو باز گویند
از عاقلان چه پرسی عاقل مرا چه داند ۳
از جام ابتلایش ذوقی که مبتلا راست
هر کو بلا ندیده ذوق بلا چه داند ۴
گوید که ماجرائی با رند مست دارم
رندی که مست باشد او ماجرا چه داند ۵
نوری که در دل ماست خورشید ذرهٔ اوست
هر بی بصر ز کوری نور و ضیا چه داند ۶
سلطان خبر ندارد از حال نعمت الله
اسرار پادشاهی مرد گدا چه داند ۷
ناخورده دُرد دردش صاف دوا چه داند ۱
همدم نگشته با جام ساقی کجا شناسد
میخانه را ندیده بزم خدا چه داند ۲
حالم ز عاشقان پرس تا با تو باز گویند
از عاقلان چه پرسی عاقل مرا چه داند ۳
از جام ابتلایش ذوقی که مبتلا راست
هر کو بلا ندیده ذوق بلا چه داند ۴
گوید که ماجرائی با رند مست دارم
رندی که مست باشد او ماجرا چه داند ۵
نوری که در دل ماست خورشید ذرهٔ اوست
هر بی بصر ز کوری نور و ضیا چه داند ۶
سلطان خبر ندارد از حال نعمت الله
اسرار پادشاهی مرد گدا چه داند ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۷۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۹۱ - دل عاشق نظر به جان نکند
گوهر بعدی:غزل ۵۹۳ - غیر او کی به یاد ما ماند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.