هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و عرفانی از نور و زیبایی معشوق، مستی و رندی در خرابات، و ارزش حضور در لحظه سخن می‌گوید. شاعر از عشق و مستی به عنوان حالاتی فراتر از عقل معمولی یاد می‌کند و بر اهمیت غنیمت شمردن زمان تأکید دارد.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مفاهیم عرفانی و عاشقانه پیچیده‌ای است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین اشاره‌هایی به مستی و خرابات دارد که برای سنین پایین مناسب نیست.

غزل ۶۲۲ - چو نور دیده چشم من خیالش درنظر دارد

چو نور دیده چشم من خیالش درنظر دارد
چنین مه رو که من دارم که در دور قمر دارد ۱

بیا ای بلبل شیدا و این گلزار ما بنگر
به هر شاخی که بنشینی بسی گلهای تر دارد ۲

خراباتست و ماسرمست و ساقی جام می بر دست
حریف ما بود رندی که او از ما خبر دارد ۳

به سالوسی و زراقی بیاید عقل سر گردان
ز عشقم باز می دارد نمی دانم چه سر دارد ۴

به نور روی او دیده منور گشت می بینم
چه خوش چشمی که نور او همیشه در نظر دارد ۵

اگرچه ذوق هشیاری بهر حالی بود چیزی
ولیکن حال سرمستان ما ذوق دگر دارد ۶

حضور نعمت الله را دو سه روزی غنیمت دان
که مهمان عزیز است و دگر عزم سفر دارد ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۳۷۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۶۲۱ - هر جا که دکانداریست او مایه ز ما دارد
گوهر بعدی:غزل ۶۲۳ - می خمخانهٔ ما مستی دیگر دارد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.