هوش مصنوعی:
این متن به عشق و دوستی الهی و ارتباط عارف با معشوق ازلی میپردازد. شاعر بیان میکند که عاشق عمر خود را در خیال معشوق میگذراند و جهان را همچون نقشی میبیند که معشوق میآفریند. همچنین، اشاره میکند که محبت الهی همچون بارانی رحمت همیشه بر دلهای شکسته میبارد و عشق حقیقی در یکتایی و وحدت معنا مییابد.
رده سنی:
15+
متن دارای مفاهیم عرفانی و انتزاعی است که درک آنها به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات عرفانی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۶۳۳ - یاری که خیال دوست دارد
یاری که خیال دوست دارد
عمری به خیال می گذارد ۱
عالم چه بود به نزد عارف
نقشی که نگار می نگارد ۲
هر دم نقشی برد ز عالم
در دم نقشی دگر برآرد ۳
در آینه چون کند نگاهی
لطفش جامی به او سپارد ۴
مائیم و دل شکسته چون دوست
پیوسته شکسته دوست دارد ۵
بحری است که آب رحمت او
بر ما شب و روز نیک بارد ۶
چون اصل عدد یکی است سید
آن یک به هزار می شمارد ۷
عمری به خیال می گذارد ۱
عالم چه بود به نزد عارف
نقشی که نگار می نگارد ۲
هر دم نقشی برد ز عالم
در دم نقشی دگر برآرد ۳
در آینه چون کند نگاهی
لطفش جامی به او سپارد ۴
مائیم و دل شکسته چون دوست
پیوسته شکسته دوست دارد ۵
بحری است که آب رحمت او
بر ما شب و روز نیک بارد ۶
چون اصل عدد یکی است سید
آن یک به هزار می شمارد ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۷۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۶۳۲ - هر کس که هوای ما ندارد
گوهر بعدی:غزل ۶۳۴ - صاحبنظری کو که جهان درنظر آرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.