هوش مصنوعی:
این متن عرفانی از نعمت الله بیانگر لطف و کرم خداوند است که شاعر را از بینام و نشانی به مقام والایی رسانده، با تجلیات الهی آشکار و پنهانش کرده، و به مقام رهبری رندان و رهروان رسانده است. شاعر با فنا شدن در ذات الهی، به بقای جاودان دست یافته و به عنوان رازق بندگان انتخاب شده است.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین، استفاده از اصطلاحات خاص عرفانی مانند 'فنا' و 'تجلی' نیاز به دانش پیشینهای دارد که معمولاً در سنین بالاتر کسب میشود.
غزل ۶۴۷ - کردگار از کرم عیانم کرد
کردگار از کرم عیانم کرد
واقف از حال این و آنم کرد ۱
من چو بی نام و بی نشان بودم
بی نشانی مرا نشانم کرد ۲
به تجلی ظاهر و باطن
گاه پیدا و گه نهانم کرد ۳
در دل آمد به جای جان بنشست
رحمتی خوش به جای جانم کرد ۴
می خمخانه را به من بخشید
ساقی مست عاشقانم کرد ۵
تا شوم رهبر همه رندان
رهنمودم به رهروانم کرد ۶
شرح علم بدیع او خواندم
این معانی از آن بیانم کرد ۷
چون ز هستی خود فنا گشتم
باقی ملک جاودانم کرد ۸
نعمت الله به من عطا فرمود
رازق زرق بندگانم کرد ۹
واقف از حال این و آنم کرد ۱
من چو بی نام و بی نشان بودم
بی نشانی مرا نشانم کرد ۲
به تجلی ظاهر و باطن
گاه پیدا و گه نهانم کرد ۳
در دل آمد به جای جان بنشست
رحمتی خوش به جای جانم کرد ۴
می خمخانه را به من بخشید
ساقی مست عاشقانم کرد ۵
تا شوم رهبر همه رندان
رهنمودم به رهروانم کرد ۶
شرح علم بدیع او خواندم
این معانی از آن بیانم کرد ۷
چون ز هستی خود فنا گشتم
باقی ملک جاودانم کرد ۸
نعمت الله به من عطا فرمود
رازق زرق بندگانم کرد ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۳۵۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۶۴۶ - دست با او در کمر خواهیم کرد
گوهر بعدی:غزل ۶۴۸ - غنچه در گلستان تبسم کرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.