هوش مصنوعی:
این متن عرفانی به موضوع عشق الهی و وحدت وجود میپردازد. شاعر بیان میکند که در دو جهان هیچ وجودی جز معشوق حقیقی نیست و همه چیز بازتابی از اوست. او از مستی عشق، نالههای بلبل عاشق، و بیتوبگی خود سخن میگوید و تأکید میکند که توبه از عشق معنا ندارد.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات عرفانی نیاز دارد. همچنین ممکن است برخی از استعارهها مانند مستی و می برای خوانندگان جوان نامفهوم یا گمراهکننده باشد.
غزل ۶۷۷ - به سر عاشقان که عین وجود
به سر عاشقان که عین وجود
در دو عالم جز او نبود وجود ۱
آن یکی در دو کون پیدا شد
این دوئی زان سبب نمود وجود ۲
آینه چون وجود از آن رو یافت
لاجرم روی او در او بنمود ۳
سایه بی آفتاب کی باشد
خلق بی حق کجا بود موجود ۴
نشنیدم ندیده ام هرگز
دل بی درد و آتش بی دود ۵
بلبل مست گلشن عشقم
جانم از ناله یک دمی نغنود ۶
ظاهرم جام و باطنم باده
اولم خیر و عاقبت محمود ۷
توبه از می چرا کنم نکنم
پیر من این سخن کجا فرمود ۸
نعمت الله و زاهدی حاشا
این حکایت که گفت یا که شنود ۹
در دو عالم جز او نبود وجود ۱
آن یکی در دو کون پیدا شد
این دوئی زان سبب نمود وجود ۲
آینه چون وجود از آن رو یافت
لاجرم روی او در او بنمود ۳
سایه بی آفتاب کی باشد
خلق بی حق کجا بود موجود ۴
نشنیدم ندیده ام هرگز
دل بی درد و آتش بی دود ۵
بلبل مست گلشن عشقم
جانم از ناله یک دمی نغنود ۶
ظاهرم جام و باطنم باده
اولم خیر و عاقبت محمود ۷
توبه از می چرا کنم نکنم
پیر من این سخن کجا فرمود ۸
نعمت الله و زاهدی حاشا
این حکایت که گفت یا که شنود ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۴۲۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۶۷۶ - عالم از جود او بود موجود
گوهر بعدی:غزل ۶۷۸ - هر کسی را عنایتی فرمود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.