هوش مصنوعی:
این متن به توصیف حال و هوای رندان و خرابات میپردازد و از مفاهیمی مانند مینوشی، رندی، و بیخودی سخن میگوید. شاعر از مخاطبان میخواهد که زاهد را از این مجلس دور نگه دارند و به جای آن، به رندان و مینوشی بپردازند. همچنین، تأکید میکند که زندگی بدون می و ساقی ارزشی ندارد و از مخاطبان میخواهد که از عمر بدون این لذات سخن نگویند.
رده سنی:
18+
متن شامل مفاهیمی مانند شرابنوشی و مستی است که برای مخاطبان زیر 18 سال مناسب نیست. همچنین، مضامین عرفانی و رندی ممکن است برای کودکان و نوجوانان قابل درک نباشد.
غزل ۷۱۸ - زاهد به سراپردهٔ رندان مگذارید
زاهد به سراپردهٔ رندان مگذارید
مخمورش از آن مجلس رندان به در آرید ۱
بیگانه مباشد بپاشید سر و زر
تخمی که توانید در این باغ بکارید ۲
هر خم شرابی که سپردید به رندی
آرید بر ما و به اهلش بسپارید ۳
روشن بتوان دید که نور بصر ماست
بر دیده اگر نقش خیالی بنگارید ۴
یک دم که ز ما فوت شود بی می و ساقی
از عمر مگوئید و حیاتش مشمارید ۵
کار همه رندان خرابات برآید
بر ما نفسی همت خود گر بگمارید ۶
سید ز در میکده مستانه درآید
نوریست که پیدا شده پنهانش ندارید ۷
مخمورش از آن مجلس رندان به در آرید ۱
بیگانه مباشد بپاشید سر و زر
تخمی که توانید در این باغ بکارید ۲
هر خم شرابی که سپردید به رندی
آرید بر ما و به اهلش بسپارید ۳
روشن بتوان دید که نور بصر ماست
بر دیده اگر نقش خیالی بنگارید ۴
یک دم که ز ما فوت شود بی می و ساقی
از عمر مگوئید و حیاتش مشمارید ۵
کار همه رندان خرابات برآید
بر ما نفسی همت خود گر بگمارید ۶
سید ز در میکده مستانه درآید
نوریست که پیدا شده پنهانش ندارید ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۹۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۷۱۷ - رخت ما را به سراپردهٔ میخانه برید
گوهر بعدی:غزل ۷۱۹ - کفر سر زلف بت عیار ببینید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.