هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از عشق و یادآوری معشوق سخن میگوید، از جمال و زیباییهای او یاد میکند و از ساقی و بزم عاشقانه نیز نام میبرد. همچنین به ستایش از استاد و بزرگی میپردازد و عشق و وفاداری را میستاید.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین اشارههایی به شراب و مینوشی دارد که مناسب سنین بالاتر است.
غزل ۷۴۵ - ذوقیست دلم را که به عالم نتوان داد
ذوقیست دلم را که به عالم نتوان داد
تا بود چنین بوده و تا باد چنین باد ۱
یادت نکنم زان که فراموش نکردم
ناکرده فراموش چگونه کنمت یاد ۲
چشمی که منور نشد از نور جمالش
گر نور دو چشمست که او از نظر افتاد ۳
از دولت ساقی که جهان باد به کامش
از لعل لبت جام بخواهیم بسی داد ۴
عمریست که بر حسن و جمالش نگرانیم
یا رب که چنین عمر بسی سال بماناد ۵
ساقی و حریفان همه جمعند درین بزم
بزمی است ملوکانه نهادیم به بنیاد ۶
سلطان بود آن کس که بود بندهٔ سید
صد جان بفدایش که بود بندهٔ استاد ۷
تا بود چنین بوده و تا باد چنین باد ۱
یادت نکنم زان که فراموش نکردم
ناکرده فراموش چگونه کنمت یاد ۲
چشمی که منور نشد از نور جمالش
گر نور دو چشمست که او از نظر افتاد ۳
از دولت ساقی که جهان باد به کامش
از لعل لبت جام بخواهیم بسی داد ۴
عمریست که بر حسن و جمالش نگرانیم
یا رب که چنین عمر بسی سال بماناد ۵
ساقی و حریفان همه جمعند درین بزم
بزمی است ملوکانه نهادیم به بنیاد ۶
سلطان بود آن کس که بود بندهٔ سید
صد جان بفدایش که بود بندهٔ استاد ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۴۱۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۷۴۴ - عارفانی که ما به ما جویند
گوهر بعدی:غزل ۷۴۶ - رندان همه مستند و می از جام ندانند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.