هوش مصنوعی:
این شعر از عشق و وصال یار سخن میگوید، جایی که دل از هجران رها شده و با آمدن معشوق شادمانی و آرامش بازمیگردد. شاعر از عشق و سرمستی آن مینویسد و اینکه عاقبت این عشق نیکوست. همچنین، اشارهای به نماز و محراب به عنوان نمادهایی از عشق الهی دارد.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات عرفانی نیاز به دانش ادبی و فرهنگی دارد که معمولاً در سنین بالاتر کسب میشود.
غزل ۷۵۲ - عمر ما رفته بود باز آمد
عمر ما رفته بود باز آمد
کار بی ساز ما به ساز آمد ۱
جان هجران کشیده دلخوش شد
مژدهٔ وصل دل نواز آمد ۲
هر که ابروی یار ما را دید
یافت محراب و در نماز آمد ۳
عشق سرمست ملک دل بگرفت
لشگر او به ترکتاز آمد ۴
شادمانیم و عاقبت محمود
غم نداریم چون ایاز آمد ۵
دل به دلبر سپرده ایم دگر
خاطر از هر چه بود باز آمد ۶
ناز آغاز کرد باز آن یار
نعمت الله در نیاز آمد ۷
کار بی ساز ما به ساز آمد ۱
جان هجران کشیده دلخوش شد
مژدهٔ وصل دل نواز آمد ۲
هر که ابروی یار ما را دید
یافت محراب و در نماز آمد ۳
عشق سرمست ملک دل بگرفت
لشگر او به ترکتاز آمد ۴
شادمانیم و عاقبت محمود
غم نداریم چون ایاز آمد ۵
دل به دلبر سپرده ایم دگر
خاطر از هر چه بود باز آمد ۶
ناز آغاز کرد باز آن یار
نعمت الله در نیاز آمد ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۴۲۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۷۵۱ - آنها که نگار را نگارند
گوهر بعدی:غزل ۷۵۳ - عمر ما رفته بود باز آمد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.