هوش مصنوعی:
این متن به توصیف عشق و اشتیاق به معشوق میپردازد که در خیال و ذهن شاعر نقش بسته است. شاعر از زیبایی بینظیر معشوق سخن میگوید و بیان میکند که حتی زاهد نیز در قیامت طالب دیدار اوست. همچنین، متن به مفاهیمی مانند عرفان، رندی، و گذر از خود در راه عشق اشاره دارد.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد. همچنین، برخی از اشارات عرفانی و فلسفی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
غزل ۸۴۴ - نقش بندی می کند هر دم خیالش در نظر
نقش بندی می کند هر دم خیالش در نظر
هیچ نقاشی نمی بیند چنین نقشی دگر ۱
ماخیال عارضش بر آب دیده بسته ایم
لحظه ای بر چشم ما بنشین و دریا می نگر ۲
آنکه زاهد در قیامت طالب دیدار اوست
می توان دید این زمان در دیدهٔ صاحب نظر ۳
غرقهٔ آبی و تشنه سو به سو گردی مدام
همدم جام مئی وز همدم خود بی خبر ۴
در سرابستان جان جانانهٔ خود را طلب
او مقیم خانه ، تو سرگشته گردی در به در ۵
گرچه از نور ولایت خرقه ای پوشیده ای
خرقه بازی کن به عشق او و ازخود در گذر ۶
نعمت الله رند سرمست است و با ساقی حریف
روح محضست او ولی در صورت اهل بشر ۷
هیچ نقاشی نمی بیند چنین نقشی دگر ۱
ماخیال عارضش بر آب دیده بسته ایم
لحظه ای بر چشم ما بنشین و دریا می نگر ۲
آنکه زاهد در قیامت طالب دیدار اوست
می توان دید این زمان در دیدهٔ صاحب نظر ۳
غرقهٔ آبی و تشنه سو به سو گردی مدام
همدم جام مئی وز همدم خود بی خبر ۴
در سرابستان جان جانانهٔ خود را طلب
او مقیم خانه ، تو سرگشته گردی در به در ۵
گرچه از نور ولایت خرقه ای پوشیده ای
خرقه بازی کن به عشق او و ازخود در گذر ۶
نعمت الله رند سرمست است و با ساقی حریف
روح محضست او ولی در صورت اهل بشر ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۸۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۸۴۳ - در ره او راهرو پای چه باشد به سر
گوهر بعدی:غزل ۸۴۵ - نعمت الله است عالم سر به سر
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.