هوش مصنوعی:
این متن عرفانی از مولانا بیانگر مفاهیم عمیق عشق الهی، وحدت وجود، و سیر و سلوک معنوی است. شاعر با استفاده از استعارهها و نمادهای عرفانی مانند آب حیات، جام حباب، و تخت ولایت، به خواننده توصیه میکند که به جای ظواهر، به معانی باطنی توجه کند و از عقل فراتر رود تا به حقیقت عشق الهی دست یابد.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات عرفانی دارد. همچنین، برخی از استعارهها ممکن است برای خوانندگان جوانتر دشوار یا نامفهوم باشد.
غزل ۸۴۳ - در ره او راهرو پای چه باشد به سر
در ره او راهرو پای چه باشد به سر
چشم گشا و ببین سر پدر با پسر ۱
آیهٔ شمس و قمر گر تو بخوانی تمام
با تو بگویم توئی فتنهٔ دور قمر ۲
جام حبابی بگیر آب حیاتی بنوش
صورت ما را بدان معنی ما را نگر ۳
هر چه تو داری از آن چشم گشا و ببین
زان که به نزدیک ما آنی و چیزی دگر ۴
ذوق حریفان ما عقل نداند که چیست
عشق بگوید به تو عقل ندارد خبر ۵
ذات یکی و صفات بی عد و بی شمار
عین یکی در هزار می نگر و می شمر ۶
تخت ولایت تمام یافتم از جد خود
داد به من سیدم خلعت تاج و کمر ۷
چشم گشا و ببین سر پدر با پسر ۱
آیهٔ شمس و قمر گر تو بخوانی تمام
با تو بگویم توئی فتنهٔ دور قمر ۲
جام حبابی بگیر آب حیاتی بنوش
صورت ما را بدان معنی ما را نگر ۳
هر چه تو داری از آن چشم گشا و ببین
زان که به نزدیک ما آنی و چیزی دگر ۴
ذوق حریفان ما عقل نداند که چیست
عشق بگوید به تو عقل ندارد خبر ۵
ذات یکی و صفات بی عد و بی شمار
عین یکی در هزار می نگر و می شمر ۶
تخت ولایت تمام یافتم از جد خود
داد به من سیدم خلعت تاج و کمر ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۴۳۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۸۴۲ - بیا با یوسف کنعان به سر بر
گوهر بعدی:غزل ۸۴۴ - نقش بندی می کند هر دم خیالش در نظر
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.