هوش مصنوعی:
این متن یک غزل عرفانی است که در آن شاعر از زیبایی و جذابیت معشوق سخن میگوید و از او میخواهد که در جمع حاضر شود و با حضور خود، روح و نور به جمع ببخشد. شاعر همچنین به مفاهیم عرفانی مانند فنا در عشق و رهایی از خود اشاره میکند و از شنونده میخواهد که از اندیشههای بیهوده دست بردارد و به حال حاضر توجه کند.
رده سنی:
16+
این متن حاوی مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و مفاهیم پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه دارد که معمولاً در سنین بالاتر حاصل میشود.
غزل ۲۰۶۰ - یک غزل آغاز کن، بر صفت حاضران
یک غَزَل آغاز کُن، بر صِفَتِ حاضران
ای رُخِ تو هَمچو شمع، خیز دَرآ در میان ۱
نور دِهْ آن شمع را، روحْ دِهْ این جَمع را
از دو رُخِ همچو شمع، وَزْ قَدَحِ هَمچو جان ۲
سویِ قَدَح دست کُن، ما همه را مَست کُن
زان که کسی خوش نشُد، تا نشُد از خود نَهان ۳
چون شُدی از خود نَهان، زود گُریز از جهان
رویْ تو واپَسْ مَکُن جانِبِ خود، هان و هان ۴
این سُخَنِ هَمچو تیر، راست کَشَش سویِ گوش
تا نکَشی سویِ گوشْ کِی بِجَهَد از کَمان؟ ۵
بس کُن از اندیشه بَسْ، کو گُوَدَت هر نَفَس
کی عَجَب آن را چه شُد؟ اَه چه کُنم؟ کو فُلان؟ ۶
ای رُخِ تو هَمچو شمع، خیز دَرآ در میان ۱
نور دِهْ آن شمع را، روحْ دِهْ این جَمع را
از دو رُخِ همچو شمع، وَزْ قَدَحِ هَمچو جان ۲
سویِ قَدَح دست کُن، ما همه را مَست کُن
زان که کسی خوش نشُد، تا نشُد از خود نَهان ۳
چون شُدی از خود نَهان، زود گُریز از جهان
رویْ تو واپَسْ مَکُن جانِبِ خود، هان و هان ۴
این سُخَنِ هَمچو تیر، راست کَشَش سویِ گوش
تا نکَشی سویِ گوشْ کِی بِجَهَد از کَمان؟ ۵
بس کُن از اندیشه بَسْ، کو گُوَدَت هر نَفَس
کی عَجَب آن را چه شُد؟ اَه چه کُنم؟ کو فُلان؟ ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۴۶۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۰۵۹ - گفت لبم ناگهان نام گل و گلستان
گوهر بعدی:غزل ۲۰۶۱ - بوسه بده خویش را، ای صنم سیمتن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.