هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از تجربیات تلخ و شیرین زندگی خود میگوید، از سختیها و دردهایی که چشیده، از موفقیتها و دستاوردهایی که داشته و از خرد و معرفتی که کسب کرده است. او با بیانی نمادین و شاعرانه، احساسات عمیق خود را درباره زندگی بیان میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربه زندگی نیاز دارد. همچنین استفاده از نمادها و استعارههای شاعرانه ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۹۲۲ - گرم و سردی چشیده ام که مپرس
گرم و سردی چشیده ام که مپرس
هم به مردی رسیده ام که مپرس ۱
این چنین جام می که می نوشی
دُرد دردی چشیده ام که مپرس ۲
این چنین مست و لاابالی وار
از جهانی رسیده ام که مپرس ۳
سختی گفتم از زبان حبیب
هم به گوشی شنیده ام که مپرس ۴
گل این گلستان سلطانی
هم به دستی بچیده ام که مپرس ۵
گوهری را فروختم به بهاء
جوهری را خریده ام که مپرس ۶
در همه روی روشن سید
آفتابی بدیده ام که مپرس ۷
هم به مردی رسیده ام که مپرس ۱
این چنین جام می که می نوشی
دُرد دردی چشیده ام که مپرس ۲
این چنین مست و لاابالی وار
از جهانی رسیده ام که مپرس ۳
سختی گفتم از زبان حبیب
هم به گوشی شنیده ام که مپرس ۴
گل این گلستان سلطانی
هم به دستی بچیده ام که مپرس ۵
گوهری را فروختم به بهاء
جوهری را خریده ام که مپرس ۶
در همه روی روشن سید
آفتابی بدیده ام که مپرس ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۹۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۹۲۱ - رنج عشقی کشیده ام که مپرس
گوهر بعدی:غزل ۹۲۳ - جام می را به نوش و خوش میباش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.