هوش مصنوعی:
این متن شعری است که از رنجهای عشق، دردهای ناگفته، تجربههای عمیق و تلخکامیهای عاشقانه سخن میگوید. شاعر از مسیری بیپایان، دیدن و شنیدن نادیدهها و ناشنیدهها، و فروختن خود برای عشق یاد میکند. او خود را عاشق، رند و لاابالی میخواند که از جهانی دیگر رسیده است.
رده سنی:
16+
متن حاوی مضامین عمیق عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان زیر 16 سال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند 'لاابالی' و 'فروختن خود' نیاز به بلوغ فکری برای درک صحیح دارند.
غزل ۹۲۱ - رنج عشقی کشیده ام که مپرس
رنج عشقی کشیده ام که مپرس
دُرد دردی چشیده ام که مپرس ۱
در طریقی که نیست پایانش
بر و بحری بریده ام که مپرس ۲
دیده ام صورتی که دیده ندید
معنئی را شنیده ام که مپرس ۳
گفته ام نکته ای تو را که مگو
خط به حرفی کشیده ام که مپرس ۴
بلبل مست گلشن عشقم
ز آشیانی پریده ام که مپرس ۵
عاشق و رند و لاابالی وار
ازجهانی رسیده ام که مپرس ۶
بندهٔ وا فروختم به بها
سیدی را خریده ایم که مپرس ۷
دُرد دردی چشیده ام که مپرس ۱
در طریقی که نیست پایانش
بر و بحری بریده ام که مپرس ۲
دیده ام صورتی که دیده ندید
معنئی را شنیده ام که مپرس ۳
گفته ام نکته ای تو را که مگو
خط به حرفی کشیده ام که مپرس ۴
بلبل مست گلشن عشقم
ز آشیانی پریده ام که مپرس ۵
عاشق و رند و لاابالی وار
ازجهانی رسیده ام که مپرس ۶
بندهٔ وا فروختم به بها
سیدی را خریده ایم که مپرس ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۷۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۹۲۰ - جام خوشی ز دُردی دردش چو ما بپرس
گوهر بعدی:غزل ۹۲۲ - گرم و سردی چشیده ام که مپرس
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.