هوش مصنوعی:
متن بالا از مولانا است که به زندگی در لحظه، لذت بردن از حال و دوری از زهد خشک توصیه میکند. شاعر از مخاطب میخواهد که مانند زرپاش سخاوتمند باشد، در میخانه خرام کند و با اوباش همنشین شود تا لذت واقعی زندگی را بچشد. همچنین تأکید میکند که امروز را غنیمت بشمارد و نگران فردا نباشد.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عرفانی و فلسفی است که ممکن است برای نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین برخی از واژهها مانند 'اوباش' و 'قلاش' ممکن است نیاز به توضیح داشته باشند تا برداشت اشتباه نشود.
غزل ۹۳۲ - زر بپاش و خواجهٔ زر پاش باش
زر بپاش و خواجهٔ زر پاش باش
سر بنه بر پاش و خاکپاش باش ۱
زهد بگذار و به میخانه خرام
در خرابات مغان قلاش باش ۲
لذتی از عمر اگر خواهی برو
همنشین زندگی اوباش باش ۳
روز امروزت غنیمت می شمر
دی گذشت آسوده از فرداش باش ۴
گر بیابی سید هر دو سرا
ناظر آن دیدهٔ بیناش باش ۵
سر بنه بر پاش و خاکپاش باش ۱
زهد بگذار و به میخانه خرام
در خرابات مغان قلاش باش ۲
لذتی از عمر اگر خواهی برو
همنشین زندگی اوباش باش ۳
روز امروزت غنیمت می شمر
دی گذشت آسوده از فرداش باش ۴
گر بیابی سید هر دو سرا
ناظر آن دیدهٔ بیناش باش ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۳۷۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۹۳۱ - ای دل ار چه شکسته ای خوش باش
گوهر بعدی:غزل ۹۳۳ - عشق سرمست است و دارد دور باش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.