هوش مصنوعی:
شاعر در این متن به توصیف عشق و احساسات خود نسبت به معشوق میپردازد. او از نواختن چنگ و ساختن نواها سخن میگوید و خود را همچون چنگی در دست معشوق میبیند. عشق او را به نمک در آب یا جمال حسن تشبیه میکند و از شور و هیجان عشق در دل خود میگوید. در نهایت، او از قبول عشق معشوق و فداکاری جان خود سخن میگوید.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و احساسی است که درک آن برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه دارد.
غزل ۱۰۴۳ - عشق او هر ساعتی بنوازدم
عشق او هر ساعتی بنوازدم
هر نفس سازی دگر می سازدم ۱
گوئیا من چنگم اندر چنگ او
گه زند گاهی خوشی بنوازدم ۲
تا ز ما شوری در اندازد به ما
چون نمک در آب خوش بگذاردم ۳
چون جمال حسن عشق آمد پدید
صورت و معنی به هم بطرازدم ۴
روز و شب در عرصهٔ میدان دل
توسن عشقش روان می تازدم ۵
کار دل بالاتر از بالا شود
گرد می با کار دل پردازدم ۶
جان سید شد قبول عشق او
مقبلانه جان از آن میبازدم ۷
هر نفس سازی دگر می سازدم ۱
گوئیا من چنگم اندر چنگ او
گه زند گاهی خوشی بنوازدم ۲
تا ز ما شوری در اندازد به ما
چون نمک در آب خوش بگذاردم ۳
چون جمال حسن عشق آمد پدید
صورت و معنی به هم بطرازدم ۴
روز و شب در عرصهٔ میدان دل
توسن عشقش روان می تازدم ۵
کار دل بالاتر از بالا شود
گرد می با کار دل پردازدم ۶
جان سید شد قبول عشق او
مقبلانه جان از آن میبازدم ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۹۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۰۴۲ - دل دارم و جان بدو سپردم
گوهر بعدی:غزل ۱۰۴۴ - آتش عشق تو جان می سوزدم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.