هوش مصنوعی: این متن عرفانی و عاشقانه، بیانگر احساسات عمیق شاعر نسبت به معشوق و عشق الهی است. شاعر خود را صوفی ملک دل و عطار شهر جان می‌خواند که همواره به یاد معشوق است و عشق او را در دل دارد. او از سوزش عشق می‌گوید و خود را شمعی مومین دل می‌داند که در راه عشق می‌سوزد. شاعر همچنین از برتری خود در عشق سخن می‌گوید و دیگران را به همراهی دعوت می‌کند.
رده سنی: 16+ این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن برای کودکان و نوجوانان کم‌سن‌وسال دشوار است. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و نمادهای عرفانی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد که معمولاً از سن 16 سالگی به بعد در افراد شکل می‌گیرد.

غزل ۱۰۵۱ - خبر از دل اگر پرسی منم کز دل خبر دارم

خبر از دل اگر پرسی منم کز دل خبر دارم
به چشم من ببین رویش که دائم در نظر دارم ۱

منم صوفی ملک دل که باشد شکر او وردم
منم عطار شهر جان که در دکان شکر دارم ۲

مروا ی عاشق صادق که من معشوق جانانم
بیا ای بلبل شیدا که من گلهای تر دارم ۳

منم آن شمع مومین دل که می سوزم به عشق او
ضمیر روشنم بنگر که چون در جان شرر دارم ۴

تو از می گشته ای مخمور و من سرمست ساقیم
تو را چیز دگر دادند و من چیز دگر دارم ۵

ز هر خاکی که می بینی در او کان زری باشد
ز من جو نقد این معنی که در دریا گهر دارم ۶

اگر عزم سفر داری بیا تا رهبرت باشم
که تا گوئی در این عالم چو سید راهبر دارم ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۳۶۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۰۵۰ - جام گیتی نماست در نظرم
گوهر بعدی:غزل ۱۰۵۲ - عشق او در میان جان دارم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.