هوش مصنوعی:
این متن عرفانی و عاشقانه، بیانگر عشق و ارادت شاعر به معشوق الهی است. شاعر خود را گدای عشق، مرید یار و ندیم درد میداند و جهان را جسم و خود را جان جهان میخواند. او از مستی و رندی سخن میگوید و جمال بیمثال معشوق را ستایش میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عرفانی و استعارههای پیچیده است که درک آنها به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات عرفانی نیاز دارد.
غزل ۱۰۸۶ - گدای عشقم و سلطان عالم
گدای عشقم و سلطان عالم
غلام خاتم و خاقان عالم ۱
مرید یارم و پیر خرابات
ندیم دردم و درمان عالم ۲
جهان جسم است و من جان جهانم
چه جای جان ، منم جانان عالم ۳
خراباتست و من مست خرابم
حریف ساقی رندان عالم ۴
ندارم با سوی الله هیچ میلی
به جان جملهٔ مردان عالم ۵
جمال بی مثال او عیان است
نظر فرما تو در اعیان عالم ۶
بیا از نعمت الله جو نوائی
چو می جوئی نوا از خان عالم ۷
غلام خاتم و خاقان عالم ۱
مرید یارم و پیر خرابات
ندیم دردم و درمان عالم ۲
جهان جسم است و من جان جهانم
چه جای جان ، منم جانان عالم ۳
خراباتست و من مست خرابم
حریف ساقی رندان عالم ۴
ندارم با سوی الله هیچ میلی
به جان جملهٔ مردان عالم ۵
جمال بی مثال او عیان است
نظر فرما تو در اعیان عالم ۶
بیا از نعمت الله جو نوائی
چو می جوئی نوا از خان عالم ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۴۳۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۰۸۵ - آفتابست و سایه بان عالم
گوهر بعدی:غزل ۱۰۸۷ - همچو ما کیست مست در عالم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.