هوش مصنوعی:
این متن عرفانی بیانگر تجربهای روحانی است که در آن شاعر از رنجها و سختیهای مسیر عشق و بندگی سخن میگوید و در نهایت به وصال و کشف حقیقت دست مییابد. او از فداکاری، تسلیم و جستجوی معنوی میگوید و اینکه گنج حقیقی در ویرانههای دل یافت میشود.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای مخاطبان کمسنوسال دشوار است. همچنین، برخی از اصطلاحات و استعارههای بهکاررفته نیاز به دانش ادبی و تجربه زندگی بیشتری دارد.
غزل ۱۱۳۴ - درد دل بردیم و درمان یافتیم
درد دل بردیم و درمان یافتیم
نوش وصل از نیش هجران یافتیم ۱
بندگی کردیم و سلطان را بسی
سلطنت از قرب سلطان یافتیم ۲
از بر ما مدتی دل رفته بود
در سر زلف پریشان یافتیم ۳
سر بیفکندیم و سردار آمدیم
جان فدا کردیم و جانان یافتیم ۴
آنچه می جویند و می گویند آن
می طلب از ما که ما آن یافتیم ۵
سالها در کنج دل ساکن شدیم
گنج او در کنج ویران یافتیم ۶
نعمت الله را به دست آورده ایم
لاجرم نعمت فراوان یافتیم ۷
نوش وصل از نیش هجران یافتیم ۱
بندگی کردیم و سلطان را بسی
سلطنت از قرب سلطان یافتیم ۲
از بر ما مدتی دل رفته بود
در سر زلف پریشان یافتیم ۳
سر بیفکندیم و سردار آمدیم
جان فدا کردیم و جانان یافتیم ۴
آنچه می جویند و می گویند آن
می طلب از ما که ما آن یافتیم ۵
سالها در کنج دل ساکن شدیم
گنج او در کنج ویران یافتیم ۶
نعمت الله را به دست آورده ایم
لاجرم نعمت فراوان یافتیم ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۴۲۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۱۳۳ - قطب عالم روح اعظم یافتم
گوهر بعدی:غزل ۱۱۳۵ - درد دل بردیم و درمان یافتیم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.