هوش مصنوعی:
این متن به بیان عشق و ایثار به معشوق، اطاعت از فرمان او، و رهایی از قید و بندهای دنیوی میپردازد. شاعر خود را بندهای فرمانبردار و مخلص میداند که تمام اعمالش را به فرمان معشوق انجام داده است. او از خرابات مغان و مینوشی به عنوان نماد رهایی و عشق یاد میکند و خود را درمانگر درد دلهای دردمندان میداند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عرفانی و نمادین است که ممکن است برای مخاطبان زیر 16 سال پیچیده باشد. همچنین، اشاره به خرابات و مینوشی ممکن است نیاز به درک بالاتری از مفاهیم ادبی و عرفانی داشته باشد.
غزل ۱۱۷۰ - این عنایت بین که ما دربارهٔ جان کرده ایم
این عنایت بین که ما دربارهٔ جان کرده ایم
جان سرمست خوشی ایثار جانان کرده ایم ۱
بنده ایم و بنده فرمانیم و فرمان می بریم
هرچه ما کردیم در عالم به فرمان کرده ایم ۲
حضرتش سلطان و ما از جان غلام خدمتش
مخلصانه تخت دل تسلیم سلطان کرده ایم ۳
درخرابات مغان بزم خوشی بنهاده ایم
خان و مان زاهدی را نیک ویران کرده ایم ۴
جام دُرد درد دل چون صاف درمان خورده ایم
دردمندان را به دُرد درد درمان کرده ایم ۵
خوش در میخانهٔ مستانه ای بگشوده ایم
نعمت الله را سبیل راه رندان کرده ایم ۶
جان سرمست خوشی ایثار جانان کرده ایم ۱
بنده ایم و بنده فرمانیم و فرمان می بریم
هرچه ما کردیم در عالم به فرمان کرده ایم ۲
حضرتش سلطان و ما از جان غلام خدمتش
مخلصانه تخت دل تسلیم سلطان کرده ایم ۳
درخرابات مغان بزم خوشی بنهاده ایم
خان و مان زاهدی را نیک ویران کرده ایم ۴
جام دُرد درد دل چون صاف درمان خورده ایم
دردمندان را به دُرد درد درمان کرده ایم ۵
خوش در میخانهٔ مستانه ای بگشوده ایم
نعمت الله را سبیل راه رندان کرده ایم ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۳۴۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۱۶۹ - جان و دل ایثار جانان کرده ایم
گوهر بعدی:غزل ۱۱۷۱ - جان فدای عشق جانان کرده ایم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.