هوش مصنوعی:
شاعر در این متن بیان میکند که از ناز و نعمت دنیوی خسته شده و تصمیم گرفته از آن دوری کند. او قصد دارد خود را از دسترس دیگران پنهان کند تا از شر مزاحمتها در امان بماند و به دنبال آرامش و خلوت با خداوند است.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و مفاهیم انتزاعی ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۲۱۰۱ - سیر گشتم ز نازهای خسان
سیر گشتم زِ نازهایِ خَسان
کَم زَنَم من چو روغن بَلَسان ۱
بَعد ازین شَهْد را نَهان دارم
تا نَیُفتند اَنْدَرو مگسان ۲
خویش را بَعد ازین چُنان دُزدم
که نیابند مَر مرا عَسَسان ۳
هر زمان جانِبِ دِگَر تازم
بیرَفیقان و صاحِبان و کَسان ۴
ای خدا در تو چون گُریختهام
این چُنین قوم را به من مَرَسان ۵
کَم زَنَم من چو روغن بَلَسان ۱
بَعد ازین شَهْد را نَهان دارم
تا نَیُفتند اَنْدَرو مگسان ۲
خویش را بَعد ازین چُنان دُزدم
که نیابند مَر مرا عَسَسان ۳
هر زمان جانِبِ دِگَر تازم
بیرَفیقان و صاحِبان و کَسان ۴
ای خدا در تو چون گُریختهام
این چُنین قوم را به من مَرَسان ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۴۴۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۱۰۰ - چند بوسه وظیفه تعیین کن
گوهر بعدی:غزل ۲۱۰۲ - چیست با عشق آشنا بودن؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.