هوش مصنوعی:
این متن عرفانی از مولانا یا شاعری دیگر است که دربارهٔ راه عشق و عاشقی سخن میگوید. شاعر تأکید میکند که راه عشق بینهایت است و عاشق باید از تعلقات دنیوی مانند نام و نشان بگذرد و بیخیال این و آن شود. همچنین، به مفاهیمی مانند ذوق شراب عرفانی، خرابات، و رسیدن به مرحلهٔ لامکانی اشاره میشود.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و استعارههای شراب و خرابات است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، درک این مفاهیم نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
غزل ۱۳۳۲ - در ره عاشقی به جان می رو
در ره عاشقی به جان می رو
عاشقانه به جان روان می رو ۱
راه عشاق را نهایت نیست
جاودان همچو عاشقان می رو ۲
بی نشان است راه اهل طریق
بگذر از نام و بی نشان می رو ۳
ذوق داری که جام می نوشی
بر در خانهٔ مغان می رو ۴
این و آن را به این و آن بگذار
بی خیالات این و آن می رو ۵
بی سر و پا رفیق یاران باش
از مکان سوی لامکان می رو ۶
در خرابات می رود سید
با چنین همرهی چنین می رو ۷
عاشقانه به جان روان می رو ۱
راه عشاق را نهایت نیست
جاودان همچو عاشقان می رو ۲
بی نشان است راه اهل طریق
بگذر از نام و بی نشان می رو ۳
ذوق داری که جام می نوشی
بر در خانهٔ مغان می رو ۴
این و آن را به این و آن بگذار
بی خیالات این و آن می رو ۵
بی سر و پا رفیق یاران باش
از مکان سوی لامکان می رو ۶
در خرابات می رود سید
با چنین همرهی چنین می رو ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۴۰۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۳۳۱ - دنیا و آخرت بر رندان به نیم جو
گوهر بعدی:غزل ۱۳۳۳ - خوش برو خوش بنوش خوش می رو
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.