هوش مصنوعی:
متن بالا دعوتی است به رهایی از خود و پیوستن به حقیقت والا. شاعر از مخاطب میخواهد که از وجود خود بگذرد، فروتن باشد و به درگاه الهی روی آورد تا به کمال برسد. این پیام با استفاده از استعارههایی مانند پادشاه و گدا، بحر و بینوایی بیان شده است.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات عرفانی نیاز دارد. نوجوانان و بزرگسالان بهتر میتوانند با این مفاهیم ارتباط برقرار کنند.
غزل ۱۳۳۴ - از بود وجود خود فنا شو
از بود وجود خود فنا شو
رندانه بیا حریف ما شو ۱
خواهی که تو پادشاه باشی
در حضرت پادشه گدا شو ۲
چون اوست نوای بینوایان
دریاب نوا و بینوا شو ۳
در بحر محیط ما قدم نه
با ما بنشین و آشنا شو ۴
از هستی او وجود جوئی
از هستی خویشتن فنا شو ۵
گر بندهٔ حضرت خدائی
چون بندهٔ حضرت خدا شو ۶
خواهی که رسی به نعمت الله
ایمن ز فنا و از بقا شو ۷
رندانه بیا حریف ما شو ۱
خواهی که تو پادشاه باشی
در حضرت پادشه گدا شو ۲
چون اوست نوای بینوایان
دریاب نوا و بینوا شو ۳
در بحر محیط ما قدم نه
با ما بنشین و آشنا شو ۴
از هستی او وجود جوئی
از هستی خویشتن فنا شو ۵
گر بندهٔ حضرت خدائی
چون بندهٔ حضرت خدا شو ۶
خواهی که رسی به نعمت الله
ایمن ز فنا و از بقا شو ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۵۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۳۳۳ - خوش برو خوش بنوش خوش می رو
گوهر بعدی:غزل ۱۳۳۵ - مستانه ز خویشتن فنا شو
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.