هوش مصنوعی: این متن عرفانی و عاشقانه از زبان شاعری بیان می‌شود که دل در گرو عشق و رندی دارد. او از نشستن در کنار بیدلان و مغان، حکایت از عشق جاودان می‌کند و معتقد است معشوق همیشه با عاشقان است. شاعر خود را مانند بلبلی در هوای معشوق می‌داند و از رندی و بی‌خانمانی به عنوان راهی برای رسیدن به حقیقت یاد می‌کند.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن‌ها نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و نمادهای عرفانی ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار باشد.

غزل ۱۳۹۲ - عمریست تا دل من با بیدلان نشسته

عمریست تا دل من با بیدلان نشسته
خوش گوشه ای گرفته در کنج جان نشسته ۱

رندی حیات جاوید یابد که از سر ذوق
مستانه در خرابات خوش با مغان نشسته ۲

سلطان عشق بنشست برتخت دل چو شاهی
تختی چنین که دیده شاهی چنان نشسته ۳

خوش بلبلی است جانم کاندر هوای جانان
نالد به ذوق دایم در گلستان نشسته ۴

گر عاشقی ز خود جو معشوق خویشتن را
زیرا که او همیشه با عاشقان نشسته ۵

بر گرد قطب یاران پرگاروار گردند
سرگشته در کناره او در میان نشسته ۶

رندی چو نعمت الله جوئی ولی نیابی
برخاسته ز عالم بی خان و مان نشسته ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۳۴۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۳۹۱ - عقل در کوی عشق سرگشته
گوهر بعدی:غزل ۱۳۹۳ - نقش خیال رویش برآب دیده بسته
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.