هوش مصنوعی:
این شعر از نعمت الله ولی، شاعر و عارف ایرانی، دعوتی است به رهایی از تعلقات دنیوی و پیوستن به راه عشق و معنویت. شاعر مخاطب را به ترک گردش بیهدف در دنیا و پیوستن به خرابات (نماد جهان معنوی) دعوت میکند و وعده یافتن گنج خوشبختی و وصال با عاشقان را میدهد.
رده سنی:
15+
مفاهیم عرفانی و استفاده از نمادهای خاص (مانند خرابات) نیاز به درک و تجربه بیشتری دارد که معمولاً از سنین نوجوانی به بعد قابل درک است. همچنین، اشعار عرفانی برای درک عمیقتر، نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارند.
غزل ۱۵۳۹ - تا به کی گرد این جهان گردی
تا به کی گرد این جهان گردی
گرد این خانهٔ جهان گردی ۱
مدتی این چنین به سر بردی
وقت آن است کان چنان گردی ۲
گنج و گنجینهٔ خوشی یابی
گرچو ما گرد این و آن گردی ۳
در خرابات گرد می گردیم
خوش بود گر تو هم روان گردی ۴
گر نصیبی ز ذوق ما یابی
مونس جان عاشقان گردی ۵
نظری گر کنی به دیدهٔ ما
واقف از بحر بیکران گردی ۶
نعمت الله را اگر یابی
فارغ از نعمت جهان گردی ۷
گرد این خانهٔ جهان گردی ۱
مدتی این چنین به سر بردی
وقت آن است کان چنان گردی ۲
گنج و گنجینهٔ خوشی یابی
گرچو ما گرد این و آن گردی ۳
در خرابات گرد می گردیم
خوش بود گر تو هم روان گردی ۴
گر نصیبی ز ذوق ما یابی
مونس جان عاشقان گردی ۵
نظری گر کنی به دیدهٔ ما
واقف از بحر بیکران گردی ۶
نعمت الله را اگر یابی
فارغ از نعمت جهان گردی ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۸۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۵۳۸ - ای ترک نیم مست به یغما خوش آمدی
گوهر بعدی:غزل ۱۵۴۰ - از جرعهٔ جام لایزالی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.