هوش مصنوعی:
این متن بیانگر درد و رنج عشق است که درمانی جز فریاد و ناله ندارد. شاعر از عشق خود میگوید که مانند دریا در چشمانش موج میزند و هر گوشهای را به تلاطم میاندازد. او به مینوشی و شادی علاقه دارد، اما از زهد و پارسایی دوری میکند. شاعر خود را مجنون و حیران میداند و لیلی را از خود و خود را از لیلی جدا نمیبیند. در پایان، او خود را مانند سید، عاشقی دردمند میداند که در هر جستجویی یافت نمیشود.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
غزل ۱۵۴۶ - دارم از عشق درد دل خیلی
دارم از عشق درد دل خیلی
نیست درمان به غیر واویلی ۱
چشم ما بحر در نظر دارد
کرده هر گوشه ای روان سیلی ۲
هست ما را به میخوری ذوقی
نیست ما را به زاهدی میلی ۳
من مجنون ندانم از حیرت
لیلی از خویش و خویش از لیلی ۴
عاشق درمند چون سید
نتوان یافتن به هر خیلی ۵
نیست درمان به غیر واویلی ۱
چشم ما بحر در نظر دارد
کرده هر گوشه ای روان سیلی ۲
هست ما را به میخوری ذوقی
نیست ما را به زاهدی میلی ۳
من مجنون ندانم از حیرت
لیلی از خویش و خویش از لیلی ۴
عاشق درمند چون سید
نتوان یافتن به هر خیلی ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۳۷۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۵۴۵ - نعمت الله ماست پیر ولی
گوهر بعدی:غزل ۱۵۴۷ - ای که هستی محب آل علی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.