هوش مصنوعی:
این متن شعری عرفانی است که به ستایش عشق، مستی معنوی و رهایی از قید عقل و زهد میپردازد. شاعر عشق را به عنوان یک نیروی متحول کننده توصیف میکند، زاهد و عقل را رد میکند و به دنبال اتحاد با معشوق (ساقی/شاهد) و تجلی الهی در وجود انسان است.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عرفانی عمیق و استعارههای شراب و مستی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین نیاز به دانش پایهای از ادبیات عرفانی فارسی دارد.
غزل ۱۵۵۶ - ای عشق بیا که خوش بلائی
ای عشق بیا که خوش بلائی
ای درد مرو مرا دوائی ۱
زاهد تو برو به کار خود باش
ساقی تو بیا که جان مائی ۲
ای عقل تو زاهدی و ما رند
با هم نکنیم آشنائی ۳
مستیم و خراب و لاابالی
ای شاهد سرخوشان کجائی ۴
در آینهٔ وجود سید
دیدیم تجلی خدائی ۵
ای درد مرو مرا دوائی ۱
زاهد تو برو به کار خود باش
ساقی تو بیا که جان مائی ۲
ای عقل تو زاهدی و ما رند
با هم نکنیم آشنائی ۳
مستیم و خراب و لاابالی
ای شاهد سرخوشان کجائی ۴
در آینهٔ وجود سید
دیدیم تجلی خدائی ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۳۹۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۵۵۵ - هر زمانی بر آهکی گروی
گوهر بعدی:غزل ۱۵۵۷ - دلم بگرفت از این زهد ریائی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.