هوش مصنوعی:
این متن شعری است که در آن شاعر از عشق و دلبستگی خود به معشوق سخن میگوید. او از احساسات عمیق خود، از جمله عشق، اشتیاق، و رنجهای عاطفی صحبت میکند. شاعر از معشوق به عنوان منبع نور و زیبایی یاد میکند و از تأثیرات عمیق او بر زندگی خود میگوید.
رده سنی:
16+
این متن شامل مفاهیم عمیق عاطفی و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیهات پیچیده ممکن است نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی زندگی داشته باشد.
غزل ۲۱۵۱ - در سفر هوای تو بیخبرم، به جان تو
در سَفَرِ هوایِ تو بیخَبَرم، به جانِ تو
نیک مُبارک آمدهست این سَفَرم به جانِ تو ۱
لَعْلْ قَبا سَمَر شُدی چون که دَران کَمَر شُدی
کُشتهٔ زار در میانْ زان کَمَرم، به جانِ تو ۲
همچو قَمَر بَرآمدی، بر قَمَران سَر آمدی
همچو هِلالْ زارْ منْ زان قَمَرم، به جانِ تو ۳
خُشک و تَرَم خیالِ تو، آیِنهٔ جَمالِ تو
خُشک لَبَم زِ سوزِ دل، چَشم تَرَم، به جانِ تو ۴
تا تو زِ لَعْلِ بَسته اَت، تَنگِ شِکَر گُشادهیی
چون مگسِ شِکَسته پَر بر شِکَرم، به جانِ تو ۵
دامْ همیشه تا، آفتِ بال و پَر بُود
رَسته شود زِ دامِ تو بال و پَرَم، به جانِ تو ۶
در تبریز شَمسِ دین، هست چراغِ هر سَحَر
طالِبِ آفتابْ من چون سَحَرم، به جان تو ۷
نیک مُبارک آمدهست این سَفَرم به جانِ تو ۱
لَعْلْ قَبا سَمَر شُدی چون که دَران کَمَر شُدی
کُشتهٔ زار در میانْ زان کَمَرم، به جانِ تو ۲
همچو قَمَر بَرآمدی، بر قَمَران سَر آمدی
همچو هِلالْ زارْ منْ زان قَمَرم، به جانِ تو ۳
خُشک و تَرَم خیالِ تو، آیِنهٔ جَمالِ تو
خُشک لَبَم زِ سوزِ دل، چَشم تَرَم، به جانِ تو ۴
تا تو زِ لَعْلِ بَسته اَت، تَنگِ شِکَر گُشادهیی
چون مگسِ شِکَسته پَر بر شِکَرم، به جانِ تو ۵
دامْ همیشه تا، آفتِ بال و پَر بُود
رَسته شود زِ دامِ تو بال و پَرَم، به جانِ تو ۶
در تبریز شَمسِ دین، هست چراغِ هر سَحَر
طالِبِ آفتابْ من چون سَحَرم، به جان تو ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۷۳۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۱۵۰ - عید نمیدهد فرح، بینظر هلال تو
گوهر بعدی:غزل ۲۱۵۲ - سخت خوش است چشم تو، وان رخ گل فشان تو
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.