هوش مصنوعی:
این متن شعری است که از احساسات دردناک، ناامیدی و اسارت سخن میگوید. شاعر از حالتی نزعگونه و هوسهای دل شکسته میگوید، از آتشی که به خرمن زندگیاش زده میشود و از تلخیهایی که مانند شکر تلخ به نظر میرسند. همچنین، اشارهای به اسارت و قفس دارد و در نهایت، از بیپاسخی و نادیده گرفته شدن مینالد.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و احساسی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مضامین مانند ناامیدی و اسارت نیاز به بلوغ فکری برای درک مناسب دارند.
غزل ۵۳۱ - هنگام و دم نزغ، خراب نقس است این
هنگام و دم نزغ، خراب نقس است این
این حالت نزع است، دلم را هوس است این ۱
می آیی و در خرمن ما می زنی آتش
در طعنه میندیش، که خاشاک خس است این ۲
طوطی چو رود سوی شکر تلخ دهانان
گویند که بیداد به رنگ مگس است این ۳
افغان مکن ای مرغ گرفتار، فرو میر
این باغ ارم نیست، درون قفس است این ۴
گفتم نگهی کن، که به شکرانه دهم جان
رو تافت که عرفی نه چنان کار کس است این ۵
این حالت نزع است، دلم را هوس است این ۱
می آیی و در خرمن ما می زنی آتش
در طعنه میندیش، که خاشاک خس است این ۲
طوطی چو رود سوی شکر تلخ دهانان
گویند که بیداد به رنگ مگس است این ۳
افغان مکن ای مرغ گرفتار، فرو میر
این باغ ارم نیست، درون قفس است این ۴
گفتم نگهی کن، که به شکرانه دهم جان
رو تافت که عرفی نه چنان کار کس است این ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۴۴۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۳۰ - ای گریه، خون دل به کنار هوس مکن
گوهر بعدی:غزل ۵۳۲ - میان دعا بر دل شب مزن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.