هوش مصنوعی:
این متن به زیباییها و لذتهای معنوی قرآن اشاره دارد و از خواننده دعوت میکند تا با نگاهی عمیق و اخلاص، به تماشای معانی و حکمتهای آن بنشیند. همچنین، تأکید میکند که برای درک حقیقی قرآن، باید از تعلقات دنیوی گذشت و به عقل و دین متوسل شد. در نهایت، اشاره میکند که سخنان آلوده به نفس، هرچند زیبا، بیفایده هستند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و مذهبی است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و شناختی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و اصطلاحات ادبی ممکن است برای خوانندگان جوانتر دشوار باشد.
ذکر تلاوة قرآن
کی چشی طعم و لذّت قرآن
چون زبان بردی و نبردی جان ۱
از درِ تن به منظر جان آی
به تماشای باغ قرآن آی ۲
تا به جان تو جلوه بنماید
آنچه بود آنچه هست وانچ آید ۳
تر و خشک جهان درون و برون
آنچه موجود شد به کن فیکون ۴
حکمهایی که گشت ازو محکوم
همه گردد ترا ازو معلوم ۵
بشنواند ترا صفات حدای
گشته پیشت به صدق قصّه سرای ۶
مستمع چون کند سماع کلام
گیردش نطق موی بر اندام ۷
تا ببینی به دیدهٔ اخلاص
چون بخوانی تو سورهٔ اخلاص ۸
صورتی همچو سرو غاتفری
نظم او چون بنفشهٔ طبری ۹
نصب و رفعش چو عرش و چون کرسی
گر تو از مرشد خرد پرسی ۱۰
جرّ و جزم وی از طریق قدم
لوح محفوظ و سرِّ سیر قلم ۱۱
حرفها بال روح و پردهٔ نور
نقطهها خال مُشک بر رخ حور ۱۲
این چنین درنگر به صورت او
چون بخوانی تو سرِّ سورت او ۱۳
تا الفـ را درون رای آرد
با و تا را به زیر پای آرد ۱۴
تا فروشد به جای جان و خرد
صورت خوب را به هشدهٔ بد ۱۵
زانکه در کوی عشق و حدّت هنگ
بیش از این قیمتی نیارد رنگ ۱۶
بوتهٔ شهوت امتحانش کند
پس از آن همچو زرّ کانش کند ۱۷
پس دگرباره بوتهای سازد
تا درو غِشّ و خشم بگذارد ۱۸
پس چو نرمش کند فرو ساید
تا بدو تاج را بیاراید ۱۹
هرکرا ملک عقل و دین باشد
افسر و تاج او چنین باشد ۲۰
سخنی کز تو گشت آلوده
گرچه نیکوست هست بیهوده ۲۱
باد اگرچه خوش آمد و دلکش
بر حدث بگذرد نماند خوش ۲۲
چون زبان بردی و نبردی جان ۱
از درِ تن به منظر جان آی
به تماشای باغ قرآن آی ۲
تا به جان تو جلوه بنماید
آنچه بود آنچه هست وانچ آید ۳
تر و خشک جهان درون و برون
آنچه موجود شد به کن فیکون ۴
حکمهایی که گشت ازو محکوم
همه گردد ترا ازو معلوم ۵
بشنواند ترا صفات حدای
گشته پیشت به صدق قصّه سرای ۶
مستمع چون کند سماع کلام
گیردش نطق موی بر اندام ۷
تا ببینی به دیدهٔ اخلاص
چون بخوانی تو سورهٔ اخلاص ۸
صورتی همچو سرو غاتفری
نظم او چون بنفشهٔ طبری ۹
نصب و رفعش چو عرش و چون کرسی
گر تو از مرشد خرد پرسی ۱۰
جرّ و جزم وی از طریق قدم
لوح محفوظ و سرِّ سیر قلم ۱۱
حرفها بال روح و پردهٔ نور
نقطهها خال مُشک بر رخ حور ۱۲
این چنین درنگر به صورت او
چون بخوانی تو سرِّ سورت او ۱۳
تا الفـ را درون رای آرد
با و تا را به زیر پای آرد ۱۴
تا فروشد به جای جان و خرد
صورت خوب را به هشدهٔ بد ۱۵
زانکه در کوی عشق و حدّت هنگ
بیش از این قیمتی نیارد رنگ ۱۶
بوتهٔ شهوت امتحانش کند
پس از آن همچو زرّ کانش کند ۱۷
پس دگرباره بوتهای سازد
تا درو غِشّ و خشم بگذارد ۱۸
پس چو نرمش کند فرو ساید
تا بدو تاج را بیاراید ۱۹
هرکرا ملک عقل و دین باشد
افسر و تاج او چنین باشد ۲۰
سخنی کز تو گشت آلوده
گرچه نیکوست هست بیهوده ۲۱
باد اگرچه خوش آمد و دلکش
بر حدث بگذرد نماند خوش ۲۲
قالب: مثنوی
تعداد ابیات: ۲۲
۳۴۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:ذکر حجّت قرآن
گوهر بعدی:ذکر سماع قرآن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.