هوش مصنوعی:
این متن به ناپایداری و بیارزشی دنیا و مادیات میپردازد و انسان را به تفکر در رازهای زندگی و روی آوردن به عقل و دانش دعوت میکند. شاعر دنیا را پر از رنج و فریب توصیف میکند و تأکید دارد که تنها عقل میتواند انسان را از گمراهی نجات دهد.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن برای مخاطبان کمسنوسال دشوار است. همچنین، برخی از تصاویر و استعارهها (مانند توصیف دنیا به عنوان خاکدانی پر از سگ و مردار) ممکن است برای کودکان نامناسب باشد.
در شهوت و آز گوید
چیست دنیا و خلق و استظهار
خاکدانی پر از سگ و مردار ۱
بهر یک خامش این همه فریاد
بهر یک خاک توده این همه باد ۲
هست مهر زمانه با کینه
سیر دارد میان لوزینه ۳
از پی گندمی درین عالم
چند باشی برهنه چون آدم ۴
بهر گندم تو روح رنجه مدار
کادم از بهر گندمی شد خوار ۵
در جهان بنگر از پی رازش
چه کنی رنگ و بوی غمازش ۶
این جهان زان جهان نمودارست
لیکن آن زنده اینت مردارست ۷
چون یکی بحر دانش آن به شرف
آخرش دُرج درّ و اوّل کف ۸
خانهای دان شکسته زیر و زبر
نقش دیوار پر درخت و سپر ۹
نه درختیش میوه آرنده
نه سپر مرگ باز دارنده ۱۰
راز دل هر دو بر تو بنموده
تو به غفلت زهر دو نشنوده ۱۱
مانده اندر غرور او شب و روز
همچو آدینه کودکان از گَوز ۱۲
صفت عُمر و مرگ و دولت و زیست
زیر دورِ زمانه دانی چیست ۱۳
شاهد ابله و رقیب بهش
می شیرین و میزبان ترش ۱۴
میزبان بیحفاظ و بیآزرم
خوردنی جمله سرد و آبش گرم ۱۵
پس مریز ارت چرب باید دیگ
آب در دیگ و روغن اندر ریگ ۱۶
راز این کلبه نفس غمّازست
عقل کل باز خانهٔ رازست ۱۷
نچنی برگش ار چه با برگست
پس دویدنش حسرت و مرگست ۱۸
به درِ عقل گرد تا برهی
از بلاها و زشتی و تبهی ۱۹
مرد را عقل به بود دستور
ورنه ماند چو ابلهان مغرور ۲۰
خاکدانی پر از سگ و مردار ۱
بهر یک خامش این همه فریاد
بهر یک خاک توده این همه باد ۲
هست مهر زمانه با کینه
سیر دارد میان لوزینه ۳
از پی گندمی درین عالم
چند باشی برهنه چون آدم ۴
بهر گندم تو روح رنجه مدار
کادم از بهر گندمی شد خوار ۵
در جهان بنگر از پی رازش
چه کنی رنگ و بوی غمازش ۶
این جهان زان جهان نمودارست
لیکن آن زنده اینت مردارست ۷
چون یکی بحر دانش آن به شرف
آخرش دُرج درّ و اوّل کف ۸
خانهای دان شکسته زیر و زبر
نقش دیوار پر درخت و سپر ۹
نه درختیش میوه آرنده
نه سپر مرگ باز دارنده ۱۰
راز دل هر دو بر تو بنموده
تو به غفلت زهر دو نشنوده ۱۱
مانده اندر غرور او شب و روز
همچو آدینه کودکان از گَوز ۱۲
صفت عُمر و مرگ و دولت و زیست
زیر دورِ زمانه دانی چیست ۱۳
شاهد ابله و رقیب بهش
می شیرین و میزبان ترش ۱۴
میزبان بیحفاظ و بیآزرم
خوردنی جمله سرد و آبش گرم ۱۵
پس مریز ارت چرب باید دیگ
آب در دیگ و روغن اندر ریگ ۱۶
راز این کلبه نفس غمّازست
عقل کل باز خانهٔ رازست ۱۷
نچنی برگش ار چه با برگست
پس دویدنش حسرت و مرگست ۱۸
به درِ عقل گرد تا برهی
از بلاها و زشتی و تبهی ۱۹
مرد را عقل به بود دستور
ورنه ماند چو ابلهان مغرور ۲۰
قالب: مثنوی
تعداد ابیات: ۲۰
۴۶۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:در نکوهش حرص گوید
گوهر بعدی:فصل فی صفةالافلاک والبروج والسّماء والارض و ما بینهما منالعجایب ذکر الافلاک و ما فیها منالعجایب احسن من ابداع المخدّرات الکواعب
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.