هوش مصنوعی: این متن شعری است که در آن شاعر از عشق و جذابیت معشوق سخن می‌گوید و بیان می‌کند که عشق و جمال معشوق آنقدر قوی است که توبه و زهد در برابر آن بی‌معناست. شاعر از بی‌قراری عاشقان و تأثیرات عمیق عشق بر جان و روح آنان صحبت می‌کند و توبه را در برابر این عشق بی‌ارزش می‌داند.
رده سنی: 16+ این متن حاوی مفاهیم عمیق عرفانی و عشقی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و مفاهیم پیچیده‌تر نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی دارد.

غزل ۲۳۸۷ - پیغام زاهدان را، کآمد بلای توبه

پیغامْ زاهِدان را، کآمَد بَلایِ توبه
با آن جَمال و خوبی، آخِرچه جایِ توبه؟ ۱

هم زُهد بَرشِکَسته، هم توبه توبه کرده
چون هست عاشقان را کاری وَرایِ توبه ۲

چون از جهان رَمیدی، در نورِ جان رَسیدی
چون شمعِ سَر بُریدی، بِشْکَن تو پایِ توبه ۳

شَرط است بی‌قَراری، با آهویِ تَتاری
تُرکِ خَطا چو آمد، ای بَس خَطایِ توبه ۴

در صید چون دَرآیَد، بَس جان که او رُبایَد
یک تیرِ غَمْزهٔ او، صد خون بَهایِ توبه ۵

چون هر سَحَر خیالَش، بر عاشقان بِتازَد
گَردِ غُبارِ اسبش، صد توتیایِ توبه ۶

از بادهٔ لبِ او، مَخْمور گشته جان‌ها
وان چَشمِ پُرخُمارش داده سِزایِ توبه ۷

تا باغِ عاشقان را سَرسَبز و تازه کردی
حُسْنَت خَراب کرده بام و سَرایِ توبه ۸

ای توبه بَرگُشاده، بی‌شَمسِ حَقِّ تبریز
روزی که رَه نِمایَد، ای وایْ وایِ توبه ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۴۳۹
این گوهر را بشنوید

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۳۸۶ - قرابه باز دانا هش دار آبگینه
گوهر بعدی:غزل ۲۳۸۸ - این جا کسی است پنهان، دامان من گرفته
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.