هوش مصنوعی:
شاعر در این متن به توصیف احساس تنهایی و غیبت معشوق میپردازد. با تصاویر شاعرانهای مانند پنجره به پهنای جهان، جاده تهی، درخت گرانبار شب و رودهای خاموش، حس فقدان و انتظار را بیان میکند. حضور و غیاب معشوق بر طبیعت و احساسات شاعر تأثیر میگذارد. در پایان، شاعر به آیندهای مبهم اشاره میکند که دروگران میآیند و خوشههای رسیده را میبینند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عاطفی و تصاویر شاعرانهای است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی احساسی بیشتری نیاز دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند تنهایی و فقدان ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین باشد.
دروگران پگاه
پنجره را به پهنای جهان می گشایم:
جاده تهی است. درخت گرانبار شب است.
ساقه نمی لرزد، آب از رفتن خسته است : تو نیستی ، نوسان نیست.
تو نیستی، و تپیدن گردابی است.
تو نیستی ، و غریو رودها گویا نیست، و دره ها ناخواناست.
می آیی: شب از چهره ها برمی خیزد، راز از هستی می پرد.
می روی: چمن تاریک می شود، جوشش چشمه می شکند.
چشمانت را می بندی : ابهام به علف می پیچد.
سیمای تو می وزد، و آب بیدار می شود.
می گذری ، و آیینه نفس می کشد.
جاده تهی است. تو باز نخواهی گشت ، و چشمم به راه تو نیست.
پگاه ، دروگران از جاده روبرو سر می رسند: رسیدگی خوشه هایم را به رویا دیده اند.
جاده تهی است. درخت گرانبار شب است.
ساقه نمی لرزد، آب از رفتن خسته است : تو نیستی ، نوسان نیست.
تو نیستی، و تپیدن گردابی است.
تو نیستی ، و غریو رودها گویا نیست، و دره ها ناخواناست.
می آیی: شب از چهره ها برمی خیزد، راز از هستی می پرد.
می روی: چمن تاریک می شود، جوشش چشمه می شکند.
چشمانت را می بندی : ابهام به علف می پیچد.
سیمای تو می وزد، و آب بیدار می شود.
می گذری ، و آیینه نفس می کشد.
جاده تهی است. تو باز نخواهی گشت ، و چشمم به راه تو نیست.
پگاه ، دروگران از جاده روبرو سر می رسند: رسیدگی خوشه هایم را به رویا دیده اند.
۱۴۹۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:در سفر آن سوها
گوهر بعدی:دیاری دیگر
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.