هوش مصنوعی: شاعر در این متن از احساسات خود دربارهٔ یک منزل دورافتاده و ناشناخته می‌گوید. او می‌داند که باید به سوی آن برود، اما از راه رسیدن به آن و آنچه در آنجا انتظارش را می‌کشد، بی‌اطلاع است. شاعر از تنهایی، ناتوانی و دغدغه‌هایش می‌گوید و آرزو می‌کند که بداند در آن منزل چه چیزهایی در انتظار اوست، از جمله دوستان، نور و همراهی در زمان‌های تاریک.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر پیچیده باشد. همچنین، پرداختن به موضوعاتی مانند تنهایی و جستجو نیاز به درک بالاتری از زندگی و احساسات دارد.

منزلی در دوردست

منزلی در دوردستی هست بی شک هر مسافر را
اینچنین دانسته بودم ، وین چنین دانم
لیک
ای ندانم چون و چند ! ای دور
تو بسا کاراسته باشی به آیینی که دلخواهست
دانم این که بایدم سوی تو آمد ، لیک
کاش این را نیز می‌دانستم ، ای نشناخته منزل
که از این بیغوله تا آنجا کدامین راه
یا کدام است آن که بیراهست
ای به رایم ، نه به رایم ساخته منزل
نیز می‌دانستم این را ، کاش
که به سوی تو چه‌ها می‌بایدم آورد
دانم ای دور عزیز !‌ این نیک می‌دانی
من پیادهٔ ناتوان تو دور و دیگر وقت بیگاهست
کاش می‌دانستم این را نیز
که برای من تو در آنجا چه‌ها داری
گاه کز شور و طرب خاطر شود سرشار
می‌توانم دید
از حریفان نازنینی که تواند جام زد بر جام
تا از آن شادی به او سهمی توان بخشید ؟
شب که می‌اید چراغی هست ؟
من نمی‌گویم بهاران ، شاخه‌ای گل در یکی گلدان
یا چو ابر اندهان بارید ، دل شد تیره و لبریز
ز آشنایی غمگسار آنجا سراغی هست ؟
کانال گوهرین در ایتا
۱۱۳۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

قبلی:آخر شاهنامه
گوهر بعدی:کتیبه
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.