۹۸۱۲ بار خوانده شده

لحظه ی دیدار

0
حاشیه

لحظهٔ دیدار نزدیک است
باز من دیوانه‌ام، مستم
باز می‌لرزد، دلم، دستم
باز گویی در جهان دیگری هستم
های! نخراشی به غفلت گونه‌ام را، تیغ
های، نپریشی صفای زلفکم را، دست
و آبرویم را نریزی، دل
ای نخورده مست
لحظهٔ دیدار نزدیک است
حاشیه ای برای این گوهر بنویس اگر سوالی داری، اینجا بپرس.

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.


گوهر قبلی: سرود پناهنده
گوهر بعدی: پرنده ای در دوزخ