هوش مصنوعی:
شاعر در این متن به بیان عشق و اشتیاق شدید خود به معشوق میپردازد. او از شبهای تاریک و غمگین خود میگوید و آرزو دارد در راه معشوق جان خود را فدا کند. شاعر از زیبایی معشوق و تأثیر آن بر زندگی خود سخن میگوید و امیدوار است که با وصال معشوق، درد انتظارش پایان یابد. در پایان، شاعر از بیوفایی معشوق و رنج ناشی از آن شکایت میکند.
رده سنی:
16+
این متن حاوی مفاهیم عمیق عاشقانه و احساساتی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مضامین مانند جانسپردن و درد انتظار ممکن است برای سنین پایین سنگین باشد.
آرزو
اگر روزی بدست آرم سر زلف نگارم را
شمارم مو به مو شرح غم شبهای تارم را ۱
برای جان سپردن، کوی جانان آرزو دارم
که شاید با دو سیل او، برد خاک مزارم را ۲
ندارم حاجت فصل بهاران با گل و گلشن
به باغ حسن اگر بینم نگار گلعذارم را ۳
بگرد عارضش چون سبز شد خط من، به دل گفتم
سیه بین روزگارم را، خزان بنگر بهارم را ۴
تمنّا داشتم عین وصالش در شب هجران
صبا بوئی از آن آورد و برد از دل قرارم را ۵
بدان امید از احسان که در پایش فشانم جان
که از شفقّت بدست آرد دل امیدوارم را ۶
مریض عشق را نبود دوائی غیر جان دادن
مگر وصل تو سازد چاره، درد انتظارم را ۷
چو یارم ساخت با اغیار و من جان دادم از حسرت
بگوئید ای برادر آن بت ناسازگارم را ۸
صبوحی را سگ دربان خود خواند آن پری از مهر
میان عاشقان افزوده قدر و اعتبارم را ۹
شمارم مو به مو شرح غم شبهای تارم را ۱
برای جان سپردن، کوی جانان آرزو دارم
که شاید با دو سیل او، برد خاک مزارم را ۲
ندارم حاجت فصل بهاران با گل و گلشن
به باغ حسن اگر بینم نگار گلعذارم را ۳
بگرد عارضش چون سبز شد خط من، به دل گفتم
سیه بین روزگارم را، خزان بنگر بهارم را ۴
تمنّا داشتم عین وصالش در شب هجران
صبا بوئی از آن آورد و برد از دل قرارم را ۵
بدان امید از احسان که در پایش فشانم جان
که از شفقّت بدست آرد دل امیدوارم را ۶
مریض عشق را نبود دوائی غیر جان دادن
مگر وصل تو سازد چاره، درد انتظارم را ۷
چو یارم ساخت با اغیار و من جان دادم از حسرت
بگوئید ای برادر آن بت ناسازگارم را ۸
صبوحی را سگ دربان خود خواند آن پری از مهر
میان عاشقان افزوده قدر و اعتبارم را ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۷۹۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غم آزادی
گوهر بعدی:مسوزان
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.