هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از درد هجران و عشق سخن میگوید. او از شبهای بیقراری، اشکهای فراوان و دیوانگی عاشقان میگوید. همچنین، از ویرانیهای ناشی از غم و رسوایی در گلستان سخن میراند و در نهایت، از پشیمانی پس از گفتن داستان هجران به شمع یاد میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانه و غمگین است که درک کامل آن نیاز به بلوغ عاطفی و شناختی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای ادبی ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
شب هجران
دیده در هجر تو شرمندهٔ احسانم کرد
بس که شبها گهر اشک بدامانم کرد ۱
عاشقان دوش ز گیسوی تو دیوانه شدند
حال آشفتهٔ آن جمع پریشانم کرد ۲
تا که ویران شدم آمد به کفم گنج مراد
خانهٔ سیل غم آباد که ویرانم کرد ۳
شمّهای از گل روی تو به بلبل گفتم
آن تُنُک حوصله رسوای گلستانم کرد ۴
داستان شب هجران تو گفتم با شمع
آنقدر سوخت که از گفته پشیمانم کرد ۵
بس که شبها گهر اشک بدامانم کرد ۱
عاشقان دوش ز گیسوی تو دیوانه شدند
حال آشفتهٔ آن جمع پریشانم کرد ۲
تا که ویران شدم آمد به کفم گنج مراد
خانهٔ سیل غم آباد که ویرانم کرد ۳
شمّهای از گل روی تو به بلبل گفتم
آن تُنُک حوصله رسوای گلستانم کرد ۴
داستان شب هجران تو گفتم با شمع
آنقدر سوخت که از گفته پشیمانم کرد ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۱۹۵۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:نظاره
گوهر بعدی:سفر با او
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.