هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی از عشق و زیبایی معشوق سخن میگوید و از تلاشهای بیوقفه عاشق برای رسیدن به محبوبش حکایت دارد. شاعر با استفاده از تصاویر زیبا مانند گره زدن زلف معشوق به ماه و کشیدن تیر بر سینه عاشقان، عمق احساسات خود را بیان میکند. همچنین، اشارهای به تقدیر و نقش ازلی معشوق در زندگی عاشق دارد.
رده سنی:
16+
این شعر دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که درک آن برای مخاطبان کمسنوسال دشوار میباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
نقش تو
آنکه رخسار تو با زلف گره گیر کشید
فکرها کرد که باید به چه تدبیر کشید ۱
مدّتی چند بپیچید بخود آخر کار
ماه را از فلک آورد بزنجیر کشید ۲
خامه میخواست که مژگان ترا بردارد
راست بر سینهٔ عشاق تو صد تیر کشید ۳
چون بیاراست بدان حُسن دلاویز تُرا
قلم اندر کف نقّاش تو تکبیر کشید ۴
گردش خامه تقدیر غرض نقش تو بود
کز ازل تا به ابد این همه تأخیر کشید ۵
دیده از تاب و بسیار چه شبها که گشود؟
کانتظار تو بسی این فلک پیر کشید ۶
فکرها کرد که باید به چه تدبیر کشید ۱
مدّتی چند بپیچید بخود آخر کار
ماه را از فلک آورد بزنجیر کشید ۲
خامه میخواست که مژگان ترا بردارد
راست بر سینهٔ عشاق تو صد تیر کشید ۳
چون بیاراست بدان حُسن دلاویز تُرا
قلم اندر کف نقّاش تو تکبیر کشید ۴
گردش خامه تقدیر غرض نقش تو بود
کز ازل تا به ابد این همه تأخیر کشید ۵
دیده از تاب و بسیار چه شبها که گشود؟
کانتظار تو بسی این فلک پیر کشید ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۵۲۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:نقاش تقدیر
گوهر بعدی:آتش سینه
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.