هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از تغییر نگرش خود نسبت به زندگی و عشق سخن میگوید. او که قبلاً به دنبال فریب دیگران و ساختن بتها بود، اکنون از این کار خسته شده و به دنبال حقیقت و عشق واقعی است. او از بتسازی دست کشیده و به دنبال شناخت خود و رهایی از اندیشههای بیهوده است. شاعر تأکید میکند که عشق واقعی تنها در صورتی ارزشمند است که باعث رشد و تعالی انسان شود.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۲۴۴۹ - من پیش ازین میخواستم گفتار خود را مشتری
من پیش ازین میخواستم گفتارِ خود را مُشتری
وَاکْنون هَمیخواهم زِ تو کَزْ گفتِ خویشَم واخَری ۱
بُتها تَراشیدم بَسی بَهرِ فَریبِ هر کسی
مَستِ خَلیلَم من کُنون سیر آمدم از آزَری ۲
آمد بُتی بیرَنگ و بو دَستم مُعَطَّل شُد بِدو
اُستادِ دیگر را بِجو بَهرِ دُکانِ بُتگَری ۳
دُکّان زِ خود پَرداختم اَنْگازها انداختم
قَدْرِ جُنون بِشْناختم زَ انْدیشهها گشتم بَری ۴
گَر صورتی آید به دل گویم بُرون رو ای مُضِلّ
تَرکیبِ او ویران کُنم گَر او نِمایَد لَمْتُری ۵
کِی دَرخور لیلی بُوَد؟ آن کَس کَزو مَجنون شود
پایِ عَلَم آن کَس بُوَد کو راست جانی آن سَری ۶
وَاکْنون هَمیخواهم زِ تو کَزْ گفتِ خویشَم واخَری ۱
بُتها تَراشیدم بَسی بَهرِ فَریبِ هر کسی
مَستِ خَلیلَم من کُنون سیر آمدم از آزَری ۲
آمد بُتی بیرَنگ و بو دَستم مُعَطَّل شُد بِدو
اُستادِ دیگر را بِجو بَهرِ دُکانِ بُتگَری ۳
دُکّان زِ خود پَرداختم اَنْگازها انداختم
قَدْرِ جُنون بِشْناختم زَ انْدیشهها گشتم بَری ۴
گَر صورتی آید به دل گویم بُرون رو ای مُضِلّ
تَرکیبِ او ویران کُنم گَر او نِمایَد لَمْتُری ۵
کِی دَرخور لیلی بُوَد؟ آن کَس کَزو مَجنون شود
پایِ عَلَم آن کَس بُوَد کو راست جانی آن سَری ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۵۶۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۴۴۸ - ای داده جان را لطف تو خوش تر ز مستی حالتی
گوهر بعدی:غزل ۲۴۵۰ - در دل خیالش زان بود تا تو به هر سو ننگری
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.