هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از عشق و دیوانگی ناشی از آن سخن میگوید. او خود را از عاقلان به دیوانگان تبدیل شده میداند و از تغییر حالاتش از زاهد مسجدنشین به میخانهنشین میگوید. عشق به معشوق او را از همهچیز بیگانه کرده و به آشنای معشوق تبدیل کرده است. شاعر از غیرت و عشق شدیدش میگوید و اینکه حاضر است برای معشوق از همهچیز بگذرد.
رده سنی:
16+
متن حاوی مفاهیم عمیق عرفانی و عشقی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین استفاده از استعارهها و نمادهای عرفانی مانند میخانه و مسجد ممکن است برای خوانندگان جوانتر پیچیده باشد.
دلبر فرزانه
طالب طرّه خم در خم جانانه شدم
عاقلان سلسله آرید که دیوانه شدم ۱
در جهان بودنم از دوستی اوست بلی
شایق گنج بدم، ساکن ویرانه شدم ۲
خادم مسجد آدینه اگر بودم دوش
از دم پیر مغان خازن میخانه شدم ۳
نکنم سجده بشکرانه چرا تا که چنین
فارغ از صومعه و سبحهٔ صد دانه شدم ۴
از من ایدوست مباش اینهمه بیگانه که من
آشنای تو شدم، کز همه بیگانه شدم ۵
تا چو آن شمع شب افروز باغیار توئی
ز آتش غیرت دل، غیرت پروانه شدم ۶
گر جنون دارم، اگر عقل، صبوحی باری
رفتم و مایل آن دلبر فرزانه شدم ۷
عاقلان سلسله آرید که دیوانه شدم ۱
در جهان بودنم از دوستی اوست بلی
شایق گنج بدم، ساکن ویرانه شدم ۲
خادم مسجد آدینه اگر بودم دوش
از دم پیر مغان خازن میخانه شدم ۳
نکنم سجده بشکرانه چرا تا که چنین
فارغ از صومعه و سبحهٔ صد دانه شدم ۴
از من ایدوست مباش اینهمه بیگانه که من
آشنای تو شدم، کز همه بیگانه شدم ۵
تا چو آن شمع شب افروز باغیار توئی
ز آتش غیرت دل، غیرت پروانه شدم ۶
گر جنون دارم، اگر عقل، صبوحی باری
رفتم و مایل آن دلبر فرزانه شدم ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۵۴۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:حلقۀ زلف
گوهر بعدی:پریدن از آشیانه
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.