هوش مصنوعی:
این شعر به ستایش اولیای خدا و علمای شریعت میپردازد و بیان میکند که آنان مظهر جمال خداوند هستند. به ویژه، از حضرت صدرالانام اسمعیل به عنوان نمونهای کامل از بندگی و تقوا یاد میشود که تمام فضایل الهی را داراست. شعر همچنین به تأثیرگذاری او در راه دین و شرع اشاره دارد و جلالت و شرف او را میستاید.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عمیق مذهبی و عرفانی است که برای درک کامل آن، مخاطب نیاز به سطحی از بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات عرفانی دارد.
شمارهٔ ۳۴ - در وصف آیتالله صدر
رسول گفت گرت دیدن خدای هواست
باولیای خدا بین که شان جمال خداست ۱
هم اولیا راگر زانکه دید خواهی روی
ببین سوی علمای شریعت از ره راست ۲
بدین دلیل و بدین حجُِ و بدین برهان
درست مظهر روی خدا، رخ علماست ۳
به ویژه آنکه به جز گفتهٔ خدای، نگفت
به خاصه آنکه به جز خواهش خدای، نخواست ۴
بسان حضرت صدرالانام، اسمعیل
که عکس چهرهاش آئینهٔ خداینماست ۵
گشاده دست وگشاده دل وگشاده جبین
ستوده خوی و ستوده رخ و ستوده لقاست ۶
به جز رضای خدا چون نخواست چیزدگر
خدای نیز بدادش هرآنچه خود میخواست ۷
جلال داد و شرف داد و علم داد و عمل
بدین فضایلش از پای تا به سر آراست ۸
مداد تیرهاش از بهر سرخ روبی دین
به جاه و رتبه چو خون مطهر شهداست ۹
به راه دین مبین نامهاش سخن گستر
به کار شرع متین خامهاش زبانآراست ۱۰
جلالت نسب از نام نامیش ظاهر
سیادت و شرف از عکس چهرهاش پیداست ۱۱
خجسته عکس بدیعی که از تجلی او
سراسر آینه دهرپرفروغ و ضیاست ۱۲
جمال آیت حق جلوه کرد و ز هر سوی
به بندگیش کمر بسته خلقی از چپ و راست ۱۳
نمازگاهش چون آسمان و او چون بدر
موالیانش صف بسته چو نجوم سماست ۱۴
بهار مدحسرا در مدیح حضرت اوی
به امر زادهٔ احمد چکامهای آراست ۱۵
به جای باد دوام و بقای عزت او
همیشه تا مه و خورشید را دوام و بقاست ۱۶
دعای اهل دعا باد حافظ تن او
همیشه عکسش تا قبله گاه اهل دعاست ۱۷
باولیای خدا بین که شان جمال خداست ۱
هم اولیا راگر زانکه دید خواهی روی
ببین سوی علمای شریعت از ره راست ۲
بدین دلیل و بدین حجُِ و بدین برهان
درست مظهر روی خدا، رخ علماست ۳
به ویژه آنکه به جز گفتهٔ خدای، نگفت
به خاصه آنکه به جز خواهش خدای، نخواست ۴
بسان حضرت صدرالانام، اسمعیل
که عکس چهرهاش آئینهٔ خداینماست ۵
گشاده دست وگشاده دل وگشاده جبین
ستوده خوی و ستوده رخ و ستوده لقاست ۶
به جز رضای خدا چون نخواست چیزدگر
خدای نیز بدادش هرآنچه خود میخواست ۷
جلال داد و شرف داد و علم داد و عمل
بدین فضایلش از پای تا به سر آراست ۸
مداد تیرهاش از بهر سرخ روبی دین
به جاه و رتبه چو خون مطهر شهداست ۹
به راه دین مبین نامهاش سخن گستر
به کار شرع متین خامهاش زبانآراست ۱۰
جلالت نسب از نام نامیش ظاهر
سیادت و شرف از عکس چهرهاش پیداست ۱۱
خجسته عکس بدیعی که از تجلی او
سراسر آینه دهرپرفروغ و ضیاست ۱۲
جمال آیت حق جلوه کرد و ز هر سوی
به بندگیش کمر بسته خلقی از چپ و راست ۱۳
نمازگاهش چون آسمان و او چون بدر
موالیانش صف بسته چو نجوم سماست ۱۴
بهار مدحسرا در مدیح حضرت اوی
به امر زادهٔ احمد چکامهای آراست ۱۵
به جای باد دوام و بقای عزت او
همیشه تا مه و خورشید را دوام و بقاست ۱۶
دعای اهل دعا باد حافظ تن او
همیشه عکسش تا قبله گاه اهل دعاست ۱۷
قالب: قصیده
تعداد ابیات: ۱۷
۴۵۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شمارهٔ ۳۳ - در منقبت مولای متقیان
گوهر بعدی:شمارهٔ ۳۵ - آواز خدا
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.