هوش مصنوعی:
این متن شعری عرفانی است که از عشق و اشتیاق به معشوق الهی سخن میگوید. شاعر از آتش عشق در دل و جدایی از معشوق شکایت میکند و از نور و روشنایی معنوی که از سوی خداوند میآید، سخن میگوید. در نهایت، وحدت و یگانگی با خداوند و رهایی از شر و بدی را توصیف میکند.
رده سنی:
16+
این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و مذهبی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با مفاهیم فلسفی و معنوی دارد. بنابراین، برای نوجوانان و بزرگسالان مناسب است.
غزل ۲۴۸۸ - ای که غریب آتشی در دل و جان ما زدی
ای کِه غَریبْ آتشی در دل و جانِ ما زدی
آتشِ دل مُقیم شُد تو به سَفَر چرا شُدی؟ ۱
آتشِ تو مُقیم شُد با دلِ من نَدیم شُد
آتشِ خویش را بگو کآبِ حَیات آمدی ۲
چاشْنیِ خیالِ تو میبِدَرَد دلِ مرا
ای غَمِ او چو شِکَّری ای دلِ منْ چو کاغدی ۳
شمعْ بِدان صَبور شُد تا هَمِگیش نور شُد
نور بِهْ است از همه خاصه که نورِ سَرمَدی ۴
نور دَمی که عاقْ شُد طالِبِ روح طاق شُد
ماهِ مرا مُحاق شُد بیمَهِ فَضْلِ ایزدی ۵
بازرَسید آیَتی از طرف عِنایَتی
وَحدتِ بینِهایَتی گشت امام و مُقْتَدی ۶
بَست پَلنگِ قَهر را بازگُشاد مِهْر را
قُبّه بِبَست شهر را شهر بِرَست از بَدی ۷
آتشِ دل مُقیم شُد تو به سَفَر چرا شُدی؟ ۱
آتشِ تو مُقیم شُد با دلِ من نَدیم شُد
آتشِ خویش را بگو کآبِ حَیات آمدی ۲
چاشْنیِ خیالِ تو میبِدَرَد دلِ مرا
ای غَمِ او چو شِکَّری ای دلِ منْ چو کاغدی ۳
شمعْ بِدان صَبور شُد تا هَمِگیش نور شُد
نور بِهْ است از همه خاصه که نورِ سَرمَدی ۴
نور دَمی که عاقْ شُد طالِبِ روح طاق شُد
ماهِ مرا مُحاق شُد بیمَهِ فَضْلِ ایزدی ۵
بازرَسید آیَتی از طرف عِنایَتی
وَحدتِ بینِهایَتی گشت امام و مُقْتَدی ۶
بَست پَلنگِ قَهر را بازگُشاد مِهْر را
قُبّه بِبَست شهر را شهر بِرَست از بَدی ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۴۴۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۴۸۷ - هست به خطه عدم شور و غبار و غارتی
گوهر بعدی:غزل ۲۴۸۹ - گر ز تو بوسهیی خرد صد مه و مهر و مشتری
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.