هوش مصنوعی:
این متن شعری است که در ستایش یک پادشاه یا شخصیت برجسته سروده شده است. شاعر با استفاده از تصاویر و استعارههای زیبا، فضایل اخلاقی، هنر، عدالت و لطف الهی این شخصیت را میستاید. همچنین به مفاهیمی مانند عشق، تقدیر، خدمت به خلق و پاکی درون اشاره دارد.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و اخلاقی است و درک کامل آن نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کهن فارسی دارد. همچنین استفاده از استعارهها و اصطلاحات پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شمارهٔ ۲۷۵ - به مناسبت پیوند مصر و ایران
ای لطف خوشت صیقل آئینهٔ شاهی
روشن دل تو آینهٔ لطف الهی ۱
عالم متغیر، صفتت نامتغیر
دنیا متناهی، هنرت نامتناهی ۲
پروردهٔ آن گوهر پاکی که ز اضداد
بر پایهٔ جاهش نرسد دست تباهی ۳
بر روی مه و مهر کلفهاست ولی نیست
بر صفحهٔ ادراک تو یک نقطه سیاهی ۴
شمشیر کجت واسطهٔ راست شعاری
اخلاق خوشت قاعدهٔ ملک پناهی ۵
ای خسرو شیرین که بود پاک و منزه
لوح دلت از نقش ملاذی و مناهی ۶
زبن وصلت فرخنده که فرمود شهنشاه
شد هلهله و غلغله تا ماه ز ماهی ۷
شد یوسف ما را ملک مصر خریدار
نک بانوی مصر است بر این گفته گواهی ۸
نقد دل ابناء وطن خواستهٔ تست
بردار ازین خواسته هر قدر که خواهی ۹
خواندم خط بخت از رخت آن روز که بودی
چون غنچهٔ نوخاسته بر گلبن شاهی ۱۰
فالی زدم آن روز به دیدار تو و امروز
هستم به عیان گشتن آن فال مباهی ۱۱
هرچندکه از خدمت درگاه تو دورم
هستم ز دل و جان به ره عشق تو راهی ۱۲
بگشا به تفقد در معمورهٔ دلها
کاین ملک نگیرند به نیروی سپاهی ۱۳
شو خواستهٔ خلق و دل از خواسته بردار
خواهنده فزاید چو تو از خواسته کاهی ۱۴
چون خاطرت آئینهٔ غیبی است یقینست
ز احوال (بهار) آگهی ای شاه کماهی ۱۵
هرکس به ازل قسمت خود دید و پذیرفت
گل افسر یاقوتی و ما چهرهٔ کاهی ۱۶
روشن دل تو آینهٔ لطف الهی ۱
عالم متغیر، صفتت نامتغیر
دنیا متناهی، هنرت نامتناهی ۲
پروردهٔ آن گوهر پاکی که ز اضداد
بر پایهٔ جاهش نرسد دست تباهی ۳
بر روی مه و مهر کلفهاست ولی نیست
بر صفحهٔ ادراک تو یک نقطه سیاهی ۴
شمشیر کجت واسطهٔ راست شعاری
اخلاق خوشت قاعدهٔ ملک پناهی ۵
ای خسرو شیرین که بود پاک و منزه
لوح دلت از نقش ملاذی و مناهی ۶
زبن وصلت فرخنده که فرمود شهنشاه
شد هلهله و غلغله تا ماه ز ماهی ۷
شد یوسف ما را ملک مصر خریدار
نک بانوی مصر است بر این گفته گواهی ۸
نقد دل ابناء وطن خواستهٔ تست
بردار ازین خواسته هر قدر که خواهی ۹
خواندم خط بخت از رخت آن روز که بودی
چون غنچهٔ نوخاسته بر گلبن شاهی ۱۰
فالی زدم آن روز به دیدار تو و امروز
هستم به عیان گشتن آن فال مباهی ۱۱
هرچندکه از خدمت درگاه تو دورم
هستم ز دل و جان به ره عشق تو راهی ۱۲
بگشا به تفقد در معمورهٔ دلها
کاین ملک نگیرند به نیروی سپاهی ۱۳
شو خواستهٔ خلق و دل از خواسته بردار
خواهنده فزاید چو تو از خواسته کاهی ۱۴
چون خاطرت آئینهٔ غیبی است یقینست
ز احوال (بهار) آگهی ای شاه کماهی ۱۵
هرکس به ازل قسمت خود دید و پذیرفت
گل افسر یاقوتی و ما چهرهٔ کاهی ۱۶
قالب: قصیده
تعداد ابیات: ۱۶
۳۶۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شمارهٔ ۲۷۴ - نفرین به انگلستان
گوهر بعدی:شمارهٔ ۲۷۶ - راز طبیعت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.