هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از دردها و رنجهای زندگی خود میگوید، از بیوفایی یار و روزگار شکایت دارد و احساس ناامیدی و تنهایی میکند. او از ناملایمات زندگی، بیعدالتی و فشارهای روزگار مینالد و به آیندهای تاریک اشاره میکند.
رده سنی:
16+
متن حاوی مضامین عمیق عاطفی و اجتماعی است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسب است. همچنین، برخی از مفاهیم مانند ناامیدی و دردهای زندگی ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد.
شماره ۳۹ - نکاهدم بار، فزایدم درد
نکاهدم بار، فزایدم درد
نخواهدم یار، چه بایدم کرد ۱
غبار راهی، شدم که گاهی
زکوی دلدار برآیدم گرد ۲
به هرکجا بخت کشاندم رخت
سپهر دوّار نمایدم طرد ۳
فلک چو بازی به گرم تازی
فشاردم خوار ربایدم سرد ۴
جهان به دستان درین گلستان
خلاندم خار نمایدم ورد ۵
کجا شوم پیش غمم شود بیش
تن آیدم زار رخ آیدم زرد ۶
گر از غم نان به لب رسد جان
ز خوان اغیار نشایدم خورد ۷
به لعب دشمن کجا دهم تن
اگر دو صد بارگشایدم نرد ۸
قسم به ایران کزین امیران
یکی به دیدار نیایدم مرد ۹
بهار مضطر خمش کزین درد
نکاهدم بار فزایدم درد ۱۰
نخواهدم یار، چه بایدم کرد ۱
غبار راهی، شدم که گاهی
زکوی دلدار برآیدم گرد ۲
به هرکجا بخت کشاندم رخت
سپهر دوّار نمایدم طرد ۳
فلک چو بازی به گرم تازی
فشاردم خوار ربایدم سرد ۴
جهان به دستان درین گلستان
خلاندم خار نمایدم ورد ۵
کجا شوم پیش غمم شود بیش
تن آیدم زار رخ آیدم زرد ۶
گر از غم نان به لب رسد جان
ز خوان اغیار نشایدم خورد ۷
به لعب دشمن کجا دهم تن
اگر دو صد بارگشایدم نرد ۸
قسم به ایران کزین امیران
یکی به دیدار نیایدم مرد ۹
بهار مضطر خمش کزین درد
نکاهدم بار فزایدم درد ۱۰
وزن:
مفاعلن فع مفاعلن فع
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
۴۵۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۸ - گر نیمشبی مست در آغوش من افتد
گوهر بعدی:شماره ۴۰ - ملک جهان چون سویس باغ ندارد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.